مقاله ها

برنامه جهاني آموزش 2030 / دكترسيد علي حسيني

دكترسيد علي حسيني - مشاور معاونت آموزش متوسطه وزرات آموزش وپرورش و عضو شوراي موسس مجمع فرهنگيان ايران اسلامي

یکی از تعهدات جمهوری اسلامی ایران در صحنه بین­ المللی، برنامه آموزش2030 است. دراین برنامه سازمان علمی، آموزشی، فرهنگی ملل متحد یونسکو با همراهی صندوق کودکان ملل متحد یونیسف بانک جهانی، UFPA،UNDP، ,UN WOMEN و UNHCR گردهمایی آموزش جهانی 2015 را در اینچئون کره جنوبی در سال 2015 سازماندهی نمودند. بیش از 1600 شرکت کننده از 160 کشور، ازجمله بیش از 120 وزیر (آموزش و پرورش)، روسا و اعضای هیئت­ های نمایندگی، روسای آژانس ­ها و مسئولان سازمان ­های چندجانبه و دوجانبه، و همچنین نمایندگانی از جامعه مدنی، حرفه­ های مرتبط آموزشی، جوانان، و بخش خصوصی، بیانیه "اینچئون" برای آموزش 2030 را که نمایانگر دیدگاهی نوین نسبت به آموزش در 15 سال آتی است، تصویب نمودند. درکره جنوبی مجدداً بر دیدگاه جنبش جهانی آموزش برای همه به عنوان مهمترین تعهد ابراز شده نسبت به آموزش در دهه­ های اخیر که به پیشرفت چشمگیر در آموزش کمک نمود، تاکید شد. همچنین دیگربار بر دیدگاه و اراده سیاسی منعکس شده در عهد نامه های متعدد بین المللی و منطقه ای مربوط به حقوق بشر که حق آموزش و ارتباط متقابل آن با دیگر حقوق بشری را تصریح می نماید، صحه گذاشته شد.

درنشست اینچئون کره جنوبی با حضور وزرای آموزش و پرورش، توافق نامه "مسقط" که از طریق مشاوره های گسترده منطقه ای و جهانی تدوین و در اجلاس جهانی "آموزش برای همه" (EFA) 2014 تصویب گردید و اهداف آموزشی پیشنهادی کارگروه آزاد اهداف توسعه پایدار (SDG ها) یادآوری گردید.

 

بیانیه اینچئون با اذعان به پیشرفت های حاصل از اهداف EFA از سال 2000 و اهداف توسعه هزاره (MDG ها) مرتبط با آموزش و نیز تجربیات حاصل، و با بررسی چالش های باقی مانده و آگاهی از دستور کار و چارچوب عملیاتی پیشنهادی آموزش 2030 و اولویت ها و راهبردهای آتی آن برای دستیابی به اهداف خود تصویب گردید. 

همچنين در نوامبر2015 نشست منطقه آسیا و اقیانوسیه در زمینه آموزش ۲۰۳۰، با حضور طیف وسیعی از ذینفعان آموزش شامل بیش از ۲۰۰ شرکت‌کننده از ۴۰ کشور در سطوح وزرای آموزش و نمایندگان وزارتخانه‌ها، سازمان‌های جامعه مدنی فعال در آموزش، شرکای توسعه، نمایندگان آژانس‌های ملل متحد، حامیان مالی و پژوهشگران، با هدف آماده ساختن کشورهای عضو یونسکو در منطقه آسیا و اقیانوسیه برای اجرای چارچوب عمل آموزش ۲۰۳۰، از تاریخ ۲۵ تا ۲۷ نوامبر ۲۰۱۵ در بانکوک برگزار شد.

اصول این چارچوب از موافقت نامه ها و اسناد بین المللی از جمله بند 26 بیانیه جهانی حقوق بشر (viii)، کنوانسیون مبارزه با تبعیض در آموزش (ix)، کنوانسیون حقوق کودک (x)، کنوانسیون بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (xi)، کنوانسیون سازمان ملل متحد در زمینه حقوق افراد دارای معلولیت (xii)، کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان (xiii)، کنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگی (xiv)، و مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در زمینه حق آموزش در شرایط اضطراری (xv)، منشأ گرفته است. این اصول شامل موارد زیر می باشد:

 

·         آموزش یکی از بنیان های حقوق بشر و یک حق اختیاری می باشد. برای تأمین این حق کشورها باید دسترسی عادلانه فراگیر و یکسان نگر به آموزش و یادگیری با کیفیتی را تضمین نمایند که رایگان و اجباری بوده و هیچ فردی را مستثنی نسازد. هدف آموزش باید تکامل کامل شخصیت انسانی و ترویج درک متقابل، روا داری، دوستی و صلح باشد.

·         آموزش یک کالای عمومی است که حکومت مسئول تامین آن می باشد. آموزش تلاش اجتماعی مشترکی است که مستلزم فرآیند جامع تنظیم و اجرای سیاست عمومی می باشد. جامعه مدنی، معلمان و مربیان، بخش خصوصی، جوامع محلی، خانواده ها، جوانان و کودکان همگی نقش های مهمی در تحقق حق آموزش با کیفیت دارند. نقش حکومت در استقرار و تنظیم استانداردها و هنجارها نیز با اهمیت است (xvi).

 

·         برابری جنسیتی به شکلی جدایی ناپذیر با حق تحصیل برای همه در ارتباط است. دستیابی به برابری جنسیتی نیازمند راهکاری حقوق محور می باشد که تضمین کند دختران و پسران، زنان و مردان نه تنها امکان دسترسی و تکمیل دوره آموزشی را می یابند بلکه در آموزش و از طریق آن به طور مساوی توانمند می گردند.

 

  1. آرمان ها، راهکارهای راهبردی، اهداف و شاخصها

آرمان های اساسی

"تضمین آموزش کیفی فراگیر و یکسان نگر و ترویج فرصت‌های یادگیری مادام العمر برای همه"

1. آرمان آموزشی اساسی دستورکار توسعه پایدار 2030 (SDG4) متعهد به ارائه آموزش با کیفیت فراگیر و یکسان نگر در تمامی سطوح بوده و ویژگیهای کلیدی جدید آموزش 2030 را که از این چارچوب عملیاتی پشتیبانی می نمایند بیان می کند.

2. تضمین دسترسی و تکمیل آموزش با کیفیت برای تمامی کودکان و جوانان تا حداقل 12 سال به طور رایگان، با سرمایه عمومی، فراگیر و همچنین آموزش ابتدایی و متوسطه با کیفیت یکسان نگر که حداقل 9 سال آن اجباری باشد و نیز دسترسی به آموزش با کیفیت برای کودکان و جوانان محروم از تحصیل از طریق طیفی از روشها. تضمین ارائه فرصت های یادگیری به شکلی که تمامی جوانان و بزرگسالان سواد و حساب عملی را آموخته و موجب ترویج مشارکت کامل آنها به عنوان شهروندانی فعال گردد. ارائه حداقل یکسال آموزش پیش دبستانی رایگان و اجباری با کیفیت مناسب نیز باید تشویق گردد.

3. اطمینان از یکسان نگری و شمول در آموزش و از طریق آن و پرداختن به تمامی شکلهای محرومیت و حاشیه نشینی، تبعیض، آسیب پذیری و نابرابری در دسترسی، مشارکت، ادامه و تکمیل آموزش و نیز در بروندادهای یادگیری. آموزش فراگیر برای همه باید از طریق طراحی و اجرای سیاست های عمومی تغییرساز در جهت پاسخ به تنوع و نیازهای فراگیران و پرداختن به اشکال چندگانه تبعیض و شرایط گوناگونی (از جمله شرایط اضطراری) که مانع تحقق حق آموزش می شود تضمین گردد. از آنجا که برابری جنسیتی یکی دیگر از ویژگیهای کلیدی آموزش 2003 است این دستور کار توجه ویژه ای به تبعیض جنسیت محور، گروههای آسیب پذیر، و اطمینان از مستثنی نشدن افراد نشان داده است. هیچ یک از اهداف آموزشی را نباید تحقق یافته تلقی کرد مگر آنکه همه به آن دست یافته باشند.

4. یک بخش جدایی ناپذیر حق آموزش، تضمین کیفیت آموزش برای هدایت به سمت بروندادهای آموزشی متناسب، عادلانه و مؤثر در تمامی سطوح و تمامی شرایط است. آموزش با کیفیت باید حداقل متضمن کسب مهارتهای بنیادی خواندن و نوشتن و حساب (به عنوان قالبهای ساختمانی برای یادگیری بیشتر و همچنین مهارتهای سطح بالاتر) باشد. این مطلب نیازمند روشهای تدریس و یادگیری، و نیز محتوای متناسبی است که نیازهای تمامی فراگیران را برآورده نماید؛ بوسیله معلمانی واجد شرایط و آموزش دیده که حقوق مکفی دریافت کرده، با انگیزه هستند، از راهکارهای پرورشی مناسب استفاده می کنند، و بوسیله فناوریهای مناسب اطلاعاتی و ارتباطی (ICT) پشتیبانی میشوند تدریس شود؛ و محیطی امن، سالم، پاسخگو، حساس به جنسیت، فراگیر و دارای منابع کافی ایجاد نماید که یادگیری را تسهیل کند.

5. حق آموزش از زمان تولد آغاز شده و در طول حیات ادامه می یابد به همین دلیل مفهوم یادگیری مادام العمر[1] راهنمای آموزش 2030 می باشد. برای تکمیل و افزودن به تحصیلات رسمی باید فرصت های یادگیری مادام العمر گسترده و انعطاف پذیر از طریق مسیرهای غیر رسمی، بوسیله منابع و سازوکارهای کافی، و از با ترغیب یادگیری غیر مستقیم از جمله با استفاده از ( ICT ) فراهم گردد.

راهکارهای راهبردی

6. برای دستیابی به SDG4 در زمینه آموزش و اهداف آموزشی ذکر شده در دیگر SDG ها بسیج تلاشهای ملی، منطقه ای و جهانی در جهت دستیابی به اهداف زیر ضروری می باشد:

·         دستیابی به مشارکتهای کاری مؤثر و فراگیر؛

·         بهبود سیاستهای آموزشی و تعامل آنها با یکدیگر؛

·         اطمینان از وجود نظام های آموزشی کاملا یکسان نگر، فراگیر و با کیفیت برای همه؛

·         بسیج منابع و تأمین بودجه کافی برای آموزش؛

·         اطمینان از پایش، پی گیری و بازبینی تمامی اهداف.

مجموعه ای از راهکارهای راهبردی (که در زیر مشخص شده است) برای دستیابی به اهداف و دستور کار بسیار بلند پروازانه آموزش جهانی 2030 و نیز برای بازبینی پیشرفت پیشنهاد می شود. بر پایه آموخته های EFA و MDG ها کشورها باید بر رویکردهایی مبتکرانه، شاهد-محور، و مقرون به صرفه سرمایه گذاری نموده و آنها را در سطح وسیع تری اجرا نمایند که به تمام افراد (با تمرکز ویژه بر افرادی که دسترسی به آنها در تمامی موقعیت ها مشکل تر است) امکان می دهد به آموزش با کیفیت دسترسی یافته، در آن مشارکت یابند و از طریق آن بیاموزند. علاوه بر آن راهبردهای نمایشگر ویژه برای هر هدف نیز در ذیل اهداف توصیف شده است. باید توجه کرد که این راهبردها کاملاً عمومی بوده و نیازمند جرح و تعدیل متناسب بوسیله دولتها به تناسب پیش زمینه های کشوری و اولویت های گوناگون می باشند.

تقویت سیاستها، طرحها، قانونگذاری و نظام ها

7. تعدادی از اسناد بین المللی استانداردسازی از حق بنیانی بشر نسبت به آموزش پشتیبانی می نمایند. اسناد الزام آور قانونی مانند معاهدات، کنوانسیونها، توافق نامه ها و پروتکل ها و همچنین اسناد بین المللی مانند توصیه نامه ها و بیانیه ها (xvii) که دارای قدرت سیاسی و اخلاقی هستند چارچوب تجویزی/ هنجاری بین المللی مستحکمی برای حق آموزش بدون تبعیض یا استثنا بوجود آورده اند.بازبینی های مشارکتی (شامل چندین سازمان ذیربط) باید به رهبری دولت ها انجام شودتا معیارها/مصوبات لازم جهت انجام تعهداتشان ایجاد شده و چارچوب های قانونی و سیاستگذاری مستحکمی که شالوده و لازمه ارائه و پایداری آموزش با کیفیت است فراهم گردد.

8. در اجرای دستور کار جدید تمرکز باید بر بازدهی، اثربخشی و یکسان نگری نظام های آموزشی باشد. نظام های آموزشی باید به افرادی که در حال حاضر مستثنی شده اند یا در خطر حاشیه نشینی هستند دست یافته، آنها را جذب و حفظ نمایند. علاوه بر آن برای اطمینان از آموزش با کیفیت و ملزومات بروندادهای آموزش مؤثر، دولت ها باید نظام های آموزشی را از طریق استقرار سازوکارهای اداره و پاسخگویی، متناسب، مؤثر و فراگیر؛ تضمین کیفیت؛ مدیریت آموزش و نظام های اطلاعات؛ سازوکارها و فرآیندهای مالی شفاف و مؤثر؛ و تمهیدات مدیریت سازمانی تقویت نمایند و از وجود داده های قدرتمندT به موقع و در دسترس اطمینان یابند. نوآوری و ICT باید جهت تقویت نظام های آموزشی، انتشار آگاهی، ایجاد دسترسی به اطلاعات، ترویج یادگیری با کیفیت و مؤثر و ارائه خدمات به شکل مؤثرتر مهار گردد. تقویت نظام آموزشی باید متکی به مشارکتهای جنوب-جنوب و مثلثی و تبادل بهترین شیوه ها نیز باشد به شکلی که با پیش زمینه های کشور و ناحیه سازگار گردد.

تأکید بر یکسان نگری، شمول و برابری جنسیتی

9. سیاست ها و طرحهای بین بخشی باید در تناسب با دستور کار عمومی 2030 برای توسعه پایدار، جهت پرداختن به موانع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که میلیون ها کودک، جوان و بزرگسال را از آموزش و یادگیری با کیفیت محروم می نماید تدوین و توسعه یابد. معیارها و سنگراه های حد واسط متناسب و واقع گرایانه نیز باید در سطح ملی تنظیم گردد. این مطلب باید در صورت تناسب شامل تغییراتی در محتوای آموزشی، راهکارها، ساختارها و راهبردهای تأمین مالی برای پرداختن به وضعیت کودکان، جوانان و بزرگسالان محروم از تحصیل باشد. سیاستگذاریها و راهبردهای شاهد-محور  برای پرداختن به محرومیت ها می تواند شامل محو موانع مالی، به عنوان مثال از طریق برنامه های انتقال پول؛ تأمین غذا و خدمات بهداشتی مدرسه؛ منابع یادگیری و تدریس و خدمات حمل و نقل؛ برنامه های شانس دوم / ورود مجدد، تحصیلات مدرسه فراگیر، آموزش معلمان در زمینه آموزش فراگیر، و سیاستگذاری های زبانی برای پرداختن به موارد محروم از تحصیل باشد. برای اندازه گیری حاشیه نشینی در آموزش، تعیین اهداف برای کاهش نابرابری، و پایش پیشرفت به سمت این اهداف تمام کشورها باید دست به جمع آوری تجزیه و تحلیل و استفاده از داده های تفکیکی (به تفکیک مختصات ویژه گروه های جمعیتی مورد نظر) زده و اطمینان حاصل کنند که شاخص ها پیشرفت به سمت کاهش نابرابری را اندازه گیری می کنند.

10. برای تضمین برابری جنسیتی، نظام های آموزشی باید به صراحتا برای محو سوگیری جنسی و تبعیض جنسیتی ناشی از نگرشها و کنشهای اجتماعی و فرهنگی و وضعیت اقتصادی اقدام نمایند دولتها و شرکای کاری نیز باید برای اطمینان از تأثیر مساوی تدریس و یادگیری بر پسران و دختران، زنان و مردان و نیز برای محو کلیشه های جنسیتی و پیشبرد برابری جنسیتی دست به استقرار سیاستگذاریها، برنامه ریزی ها و محیطهای یادگیری حساس به جنسیت بزنند، مسائل مربوط به جنسیت را در دوره های آموزشی معلمان و فرآیندهای پایش برنامه های درسی جریان سازی نمایند، و خشونت جنسیت محور در موسسات آموزشی را محو نمایند. برای اطمینان از امنیت فردی دختران و زنان در موسسات آموزشی و هنگام رفت و آمد به آنها (در تمامی شرایط و به طور ویژه در طول درگیریها و بحرانها) نیز باید اقدامات ویژه ای در نظر گرفته شود.

11. با توجه به چالشهای چشمگیری که افراد دارای معلولیت در زمینه دسترسی به فرصت های آموزشی با کیفیت با آن روبرو هستند و نیز فقدان داده های لازم برای پشتیبانی از مداخلات مؤثر (در این زمینه) توجه ویژه ای لازم است تا دسترسی به آموزش با کیفیت و بروندادهای آن و یادگیری کودکان، جوانان و بزرگسالان دارای معلولیت تضمین گردد.

تمرکز بر کیفیت و یادگیری

12. افزایش دسترسی باید با اقداماتی جهت بهبود کیفیت و تناسب آموزش و یادگیری همراه باشد. موسسات و برنامه های آموزشی باید به طور مناسب و یکسان با تجهیزات ایمن، زیست بوم-مطلوب و به سادگی قابل دسترس؛ تعداد کافی معلمان و مربیان با کیفیت که از رویکردهای پرورشی فراگیر-محور، فعال و مشارکتی استفاده می کنند؛ و کتابها و دیگر منابع یادگیری، مواد و فناوریهای آموزشی آزاد غیر تبعیض آمیز، منجر به یادگیری، فراگیر-مطلوب، مختص موقعیت، مقرون به صرفه و در دسترس تمام فراگیران (کودکان، جوانان و بزرگسالان) تجهیز شده باشند. سیاست ها و مقررات مربوط به معلمان نیز باید جهت اطمینان از توانمندی معلمان و مربیان، استخدام، حقوق و آموزش مناسب آنها،  صلاحیت های حرفه ای و انگیزه شان، استقرار عادلانه و مؤثر آنها در تمامی نظام آموزشی، و پشتیبانی از آنها بوسیله نظام های دارای تأمین مالی مناسب، کارا و مدیریت مؤثر تنظیم گردد. نظام ها و رویه های لازم برای ارزیابی کیفیت یادگیری (شامل ارزشیابی دروندادها، محیط ها، فرآیند ها و بروندادها) باید ایجاد یا توسعه یابد. بروندادهای یادگیری متناسب نیز باید در حوزه های شناختی و غیر شناختی به خوبی تعریف شده باشند و به عنوان بخش لاینفکی از فرآیند تدریس و یادگیری به طور مرتب ارزیابی شوند. آموزش با کیفیت شامل ارتقاء آن دسته از مهارتها، ارزشها، نگرشها و آگاهی ها است که شهروندان را قادر می سازد تا زندگی سالم و کامیابی داشته باشند، تصمیمات آگاهانه اتخاذ کنند و به چالش های بومی-محلی و جهانی پاسخ بدهند. تمرکز بر کیفیت و نوآوری نیازمند تقویت علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) نیز می باشد.

ترویج یادگیری مادام العمر

13. تمامی گروههای سنی از جمله بزرگسالان باید فرصت آموختن و ادامه آموزش را داشته باشند. یادگیری مادام العمر برای همه در زمان تولد آغاز شده و باید از طریق راهبردها و سیاستگذاری های سازمانی؛ برنامه های دارای منابع کافی؛ و مشارکت های کاری مستحکم در سطوح بومی محلی، ناحیه ای، کشوری و بین المللی در تمامی موقعیتها و تمامی سطوح در نظام های آموزشی جای داده شود. این مطلب نیازمند ارائه مسیرهای یادگیری متعدد و انعطاف پذیر و نقاط ورود و ورود مجدد در تمامی سنین و سطوح آموزشی؛ ارتباطات تقویت شده بین ساختارهای رسمی و غیررسمی؛ و به رسمیت شناسی، اعتبار بخشی و تأیید دانش، مهارتها و صلاحیت های کسب شده از طریق آموزش نارسمی و غیررسمی می باشد. علاوه بر این یادگیری مادام العمر شامل دسترسی عادلانه و فزاینده به آموزش و تعلیم فنی و حرفه ای با کیفیت و نیز آموزش عالی و تحقیق همراه با توجه کافی به تضمین کیفیت متناسب می باشد.

14. برای پرداختن به نیازهای فراگیران بزرگسال و همچنین میلیون ها کودک، جوان و بزرگسالی که بی سواد مانده اند نیاز به اقدامات ویژه و افزایش بودجه است. علاوه بر آن تمامی جوانان و بزرگسالان، به ویژه دختران و زنان، باید فرصت های لازم برای دستیابی به مهارت های عملی متناسب و به رسمیت شناخته شده در زمینه خواندن و نوشتن و حساب و کسب مهارتهایی برای زندگی و کار مناسب را داشته باشند. مطلب مهم دیگر کسب اطمینان از ایجاد فرصت های یادگیری، آموزش و تعلیم برای بزرگسالان است. باید از راهکارهای بین بخشی که آموزش، علوم و فناوری، خانواده، اشتغال، توسعه صنعتی و اقتصادی، مهاجرت و ادغام، تابعیت، رفاه اجتماعی و سیاستهای مالی عمومی را در بر می گیرد استفاده نمود.

پرداختن به آموزش در شرایط اضطراری

15. بلایای طبیعی، بیماریهای جهان گیر و منازعات، و جابجایی های داخلی و فرامرزی ناشی از آنها می تواند نسل هایی را به طور کامل مبتلا به آسیب های روانی، بی سواد، محروم از تحصیل و ناآماده برای مشارکت در بازسازی اجتماعی و اقتصادی کشور یا ناحیه شان نماید. در دهه گذشته بحران ها از موانع اصلی در راه دسترسی به آموزش، و توقف و در برخی موارد معکوس شدن فرآیند پیشرفت در مسیر دستیابی به اهداف EFA بوده اند. آموزش در شرایط اضطراری مستقیماً حمایتگر بوده، و به افراد آسیب دیده از بحران مهارت ها و آگاهی های نجات بخش و حمایت های روانی اجتماعی ارائه می نماید. آموزش همچنین برای دستیابی به آینده ای پایدار کودکان، جوانان و بزرگسالان را به مهارت هایی برای پیشگیری از بلایا، درگیری ها و بیماری ها مجهز می نماید.

16. بنابراین کشورها باید برای توسعه نظام های آموزشی فراگیر، پاسخگو و بهبود پذیر اقداماتی در نظر بگیرند تا نیازهای کودکان، جوانان و بزرگسالان در شرایط بحران، از جمله آوارگان و پناهندگان را برطرف نمایند. اصول پیشگیری، آمادگی و واکنش و دستورالعمل های بین المللی تثبیت شده مانند استانداردهای کمینه شبکه بین آژانسی برای آموزش در شرایط اضطراری (INEE)، باید راهنمای برنامه ریزی و واکنش باشند. برنامه ها و سیاست های بخش آموزش باید مخاطرات را پیش بینی کرده و اقداماتی برای پاسخ به نیازهای آموزشی کودکان و بزرگسالان در شرایط بحران در نظر بگیرد. علاوه بر آن این اقدامات باید با هدف کاهش خطرات درگیری ها و بلایای طبیعی به ترویج امنیت، بهبود پذیری و انسجام اجتماعی بپردازد. ظرفیت دولت و جامعه مدنی برای کاهش خطر بلایا، آموزش صلح، سازگاری با تغییرات اقلیمی و آمادگی و پاسخ به شرایط اضطراری باید در تمامی سطوح تقویت گردد تا بدین ترتیب اطمینان حاصل شود که مخاطرات تخفیف یافته و آموزش در طول تمامی مراحل، از پاسخ به شرایط اضطراری تا مرحله بهبودی ادامه می یابد. برای آمادگی و پاسخ به شرایط اضطراری و بازسازی بهتر گذشته در راستای نظام های آموزشی ایمن تر و عادلانه تر به واکنشها و نظام های ملی، ناحیه ای و بین المللی کاملا هماهنگ نیاز است.

17. افراد و نهادهای ذیربط باید تمامی تلاش های ممکن را مبذول دارند تا اطمینان حاصل کند که از موسسات آموزشی به عنوان مناطقی آرام، عاری از خشونت (از جمله خشونت جنسیت محور در مدرسه) محافظت می شود. باید اقدامات ویژه ای نیز برای حمایت از زنان و کودکان در نواحی متاثر از درگیری صورت گیرد. مدارس و موسسات آموزشی و مسیرهای منتهی به آنها باید عاری از تهاجم، استخدام اجباری، آدم ربایی و خشونت جنسیتی باشد. علاوه بر آن اقدامات لازم برای خاتمه دادن به مصونیت افراد و گروه های مسلحی که به موسسات آموزشی حمله می کنند نیز باید صورت گیرد.

آرمان ها و راهبردهای نمایشگر

18. آرمان های آموزش 2030 اختصاصی و قابل اندازه گیری بوده و مستقیماً با دستیابی به اهداف کلی مرتبط هستند. این آرمان ها بیانگر میزان بلند پروازی بین المللی است که باید مشوق کشورها برای تلاش در زمینه پیشرفت شتابان باشد. این آرمان ها برای تمامی کشور مصداق داشته؛ واقعیت ها، ظرفیت ها و میزان توسعه ملل گوناگون را در نظر گرفته؛ و به سیاست ها و اولویت بندی های ملی احترام می گذارد. اقداماتی که به رهبری کشور و با پشتیبانی مشارکت های کاری و تأمین بودجه مؤثر افراد و نهادهای ذیربط متعدد انجام می شود موجب بروز تغییر خواهد گردید. از دولت ها انتظار می رود که با توجه به اولویت های آموزشی، طرح ها و راهبردهای توسعه ملی، چگونگی سازماندهی نظام های آموزشی، ظرفیت های سازمانی و وجود منابع لازم اهداف جهانی را به اهداف ملی قابل دستیابی تبدیل نمایند. این مطلب نیازمند تدوین معیارهای میان رده ای مناسب (به عنوان مثال برای 2020 و 2025) از طریق فرآیندی فراگیر و با شفافیت و پاسخگویی کامل، و به کارگیری تمامی شرکای کاری می باشد. بدین ترتیب مالکیت ملی و درک مشترک نیز حاصل می گردد. معیارهای میان رده ای را می توان برای هر یک از آرمان ها تنظیم کرد تا به عنوان تیرهای دروازه کمّی برای بازبینی پیشرفت جهانیدر رابطه با اهداف دراز مدت تر بکار برده شوند. این معیارها باید به شکل مناسب بر اساس سازوکارهای گزارش دهی موجود ایجاد شوند. برای پرداختن به کمبود پاسخگویی همراه با اهداف دراز مدت تر نیز وجود معیارهای میان رده ای ضروری است.

 

هدف 4.1: اطمینان از آنکه تمامی دختران و پسران تا سال 2030 دوره آموزش ابتدایی و متوسطه رایگان، یکسان نگر و با کیفیت منتهی به بروندادهای یادگیری متناسب و مؤثر را به پایان می رسانند.

 

19. علیرغم پیشرفت های چشمگیر حاصله از سال 2000، تخمین زده شده که در سال 2013، هنوز 59 میلیون کودک در سنین مدرسه ابتدایی و 65 میلیون نوجوان در سنین نیمه اول متوسطه ( که اکثریت آنها را دختران تشکیل می دهند) محروم از تحصیل بوده اند (xviii). علاوه بر آن  بسیاری از آنها که به مدرسه می رفتند نیز دانش و مهارتهای پایه را کسب نکرده اند. حداقل دویست و پنجاه میلیون کودک در سن مدرسه ابتدایی، که بیش از 50% آنها حداقل 4 سال را در مدرسه گذرانده اند، توانایی های خواندن و نوشتن یا حساب متناسب با استانداردهای حداقلی یادگیری را ندارند (xix).

20. 12 سال آموزش ابتدایی و متوسطه با کیفیت رایگان، تحت پوشش بودجه عمومی، فراگیر، یکسان نگر (که حداقل 9 سال[2] آن اجباری بوده و منتهی به بروندادهای یادگیری متناسب گردد) باید برای همه و بدون هیچ گونه تبعیضی تضمین گردد. آموزش رایگان شامل حذف موانع مرتبط با هزینه از آموزش ابتدایی و متوسطه نیز می باشد. اقدامات فوری هدفمند و مداوم برای ارائه فرصت های آموزشی و تربیتی معنی دار برای جمعیت عظیم کودکان و نوجوانان محروم از تحصیل نیز مورد نیاز است.

21. تمامی کودکان پس از تکمیل دوره کامل آموزش ابتدایی و متوسطه باید بلوک های سازنده مهارتهای خواندن و نوشتن و حساب را کسب نموده و به مجموعه ای از بروندادهای یادگیری مناسب، به شکل تعریف و سنجیده شده بوسیله برنامه درسی و استانداردهای رسمی تنظیم شده (از جمله دانش موضوعی و مهارتهای شناختی و غیرشناختی[3] (xx) که کودکان را قادر می سازد تا توانایی های بالقوه خود را به طور کامل توسعه بخشند) دست یافته باشند.

22. بروندادهای یادگیری مؤثر و متناسب تنها از طریق تأمین ورودی ها و فرآیندهای آموزشی با کیفیت که امکان کسب دانش، مهارتها و شایستگیهای متناسب را برای تمامی فراگیران بوجود می آورد حاصل می شود. مولفه یکسان نگری نیز به همان اندازه مهم است: سیاستها باید به گونه ای تنظیم شود که توزیع نابرابر فرصت های یادگیری و بروندادها در نواحی، خانوارها، گروه های قومی یا اجتماعی-اقتصادی، و مهمتر از همه در مدارس و کلاسها مورد توجه قرار گیرد. پرداختن به نابرابری و  تضمین شمول در زمینه ارائه و بروندادهای آموزش با کیفیت نیازمند تعمیق درک آموزش و یادگیری در هر محیط یادگیری مشخص می باشد. در محیط های چند زبانه در صورت امکان و با در نظر گرفتن شرایط گوناگون کشوری و زیرکشوری، ظرفیتها و سیاستها باید آموزش و یادگیری به زبان اصلی یا زبان میزبان تشویق گردد. با توجه به افزایش روز افزون وابستگی  متقابل اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی در جهان پیشنهاد می شود که حداقل یک زبان خارجی نیز به عنوان یک موضوع درسی ارائه گردد.

23.  علاوه بر آن نیاز است درک مشترک و راهبردهای متنوعی برای سنجش آموزش به روشهایی که متضمن ارائه آموزش با کیفیت و متناسب (از جمله در زمینه حقوق بشر، هنر و شهروندی/تابعیت) به تمامی کودکان و جوانان فارغ از شرایط آنها باشد بوجود آید. این درک مشترک را می توان از طریق بهبود دسترسی به داده ها و اطلاعات منسجم، قابل اعتماد و به روز بدست آمده از ارزیابی های سرشت گر و یا مداوم (کلاس محور) و نیز ارزیابی های تجمیعی در سطوح گوناگون به بهترین شکل ممکن ترویج نمود. در نهایت کیفیت نیازمند نظام هایی برای مدیریت معلمان، اداره، سازوکارهای پاسخگویی و مدیریت مالی عمومی قدرتمند می باشد.

24. راهبردهای نمایشگر:

·         در نظر گرفتن سیاستها و قوانین تضمین کننده 12 سال آموزش ابتدایی و متوسطه رایگان، تحت پوشش سرمایه های عمومی، فراگیر، یکسان نگر، و با کیفیتی باشد که حداقل 9 سال آن برای کودکان اجباری بوده و به بروندادهای یادگیری متناسب منتهی گردد. کشورها برای دستیابی به معیارهای جهانی باید تعداد سنوات آموزش رایگان و اجباری را افزایش داده و در عین حال که واقعیت ها، ظرفیت ها و میزان توسعه ملی را در نظر گرفته و به سیاستها و اولویت های ملی احترام بگذارند.

·         تعریف استانداردها و بازبینی منابع درسی برای تضمین کیفیت و تناسب با شرایط موجود، از جمله مهارتها، صلاحیتها، ارزشها، فرهنگ، دانش و پاسخگویی نسبت به جنسیت.

·         تقویت بهره وری و کارایی موسسات، رهبری و اداره مدرسه از طریق مشارکت بیشتر جوامع محلی، از جمله افراد جوان و والدین در مدیریت مدارس.

·         تقسیم منابع مالی به شکلی عادلانه تر در بین مدارس دارای مزایای اجتماعی اقتصادی و مدارس فاقد این مزایا.

·         ترویج آموزش دو و چند زبانه در محیط های چند زبانه که با آموزش اولیه به زبان ابتدایی یا زبان میزبان کودک آغاز گردد.

·         ارائه روشهای جایگزین یادگیری و آموزش برای کودکان و نوجوانانی که به مدرسه نمی روند در هر دو سطح ابتدایی و متوسطه و در نظر گرفتن برنامه های معادل سازی و متصل کننده معتبر و به رسمیت شناخته شده در کشور جهت اطمینان از یادگیری انعطاف پذیر در موقعیت های رسمی و غیر رسمی از جمله در شرایط اضطراری.

·         تدوین نظام های ارزشیابی مستحکم تر و جامع تر برای ارزیابی بروندادهای آموزشی در نقاط حیاتی از جمله در ابتدا و پایان آموزش ابتدایی و نیمه اول آموزش متوسطه به شکلی که نمایشگر مهارت های شناختی و غیر شناختی باشد. این ارزشیابی ها باید شامل ارزیابی مهارتهای بنیادی خواندن، نوشتن و حساب و همچنین مهارتهای غیر شناختی باشد. طراحی ارزیابی های تکوینی به عنوان بخش لاینفک فرآیند تدریس و یادگیری در تمامی سطوح و در پیوند مستقیم با فن تعلیم و تربیت.

 

هدف4.2: اطمینان از آنکه تمامی دختران و پسران تا سال 2030 به تکامل، مراقبت و آموزش با کیفیت دوره ابتدایی کودکی دسترسی پیدا کنند به شکلی که برای آموزش ابتدایی آماده شوند.

 

25. مراقبت و آموزش دوره ابتدایی کودکی (ECCE) که از زمان تولد آغاز می شود شالوده تکامل، بهروزی و بهداشت دراز مدت کودک را بنیاد می دهد. ECCE سازنده صلاحیت ها و مهارت هایی است که به افراد امکان می دهد در طول زندگی بیاموزند و امرار معاش نمایند. سرمایه گذاری روی کودکان خردسال بویژه کودکان خردسال گروه های به حاشیه رانده شده بیشترین ثمرات دراز مدت را در زمینه بروندادهای تکاملی و آموزشی (xxi) به بار خواهد آورد. ECCE همچنین شناسایی زود هنگام معلولیت ها و کودکان در معرض خطر معلولیت را امکان پذیر می سازد که این خود برنامه ریزی، تدوین و اجرای بهتر مداخلات به موقع جهت پرداختن به نیازهای کودکان دارای معلولیت، به حداقل رساندن تأخیرهای تکاملی، بهبود بروندادهای آموزشی و شمول، و پیشگیری از به حاشیه رانده شدن را برای والدین، ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و مربیان امکان پذیر می نماید. از سال 2000 ثبت نام در دوره پیش دبستانی حدوداً به میزان دو سوم افزایش داشته و پیش بینی می شود که میزان ناخالص ثبت نام از 35% در سال 2000، به 58% در سال 2015 افزایش یابد (xxii). علیرغم این پیشرفت، کودکان خردسال بسیاری نقاط جهان از مراقبت و آموزشی که رشد کامل توانایی های بالقوه آنها را امکان پذیر سازد محرومند.

26. ECCE نیازمند بهداشت و تغذیه مناسب، انگیزش در خانه، محیط های اجتماعی و درسی، حمایت در برابر خشونت و توجه به تکامل شناختی، زبانی، اجتماعی، عاطفی و جسمی می باشد. چشمگیرترین بخش تکامل مغز در طول نخستین سال های حیات رخ می دهد و کودکان شروع به درگیر شدن با معنا بخشی جدی به خود و جهان اطراف می شوند که این خود سازنده ابتدایی ترین اصول برای تبدیل شدن به شهروندان سالم، مسئول، با صلاحیت و مشارکت کننده است. ECCE شالوده یادگیری مادام العمر را پی ریزی کرده و از بهروزی و آمادگی روز افزون کودکان برای ورود به دبستان (گذاری مهم که اغلب همراه با افزایش نیازها در زمینه دانسته ها و توانایی های کودک است) حمایت می کند. "آمادگی برای مدرسه ابتدایی" به دستیابی به نقاط عطف تکاملی در طیفی از حوزه ها اشاره دارد از جمله وضعیت سلامت و تغذیه مناسب، زبان متناسب با سن، و تکامل شناختی، اجتماعی و عاطفی. برای نیل به این امر مهم است که تمامی کودکان باید امکان دسترسی به تکامل، مراقبت و آموزش تمام گرای دوره ابتدایی کودکی برای تمام سنین را داشته باشد. ارائه حداقل یک سال آموزش پیش دبستانی با کیفیت رایگان و اجباری که به وسیله مربیانی به خوبی آموزش دیده ارائه شود توصیه می گردد. این مطلب باید با توجه به واقعیت ها، ظرفیت ها، میزان توسعه، منابع و زیرساخت های گوناگون ملی در نظر گرفته شود. علاوه بر این پایش تکامل/ نمو و یادگیری کودکان از مراحل ابتدایی در سطح فردی و در سطح نظام آموزشی نیر امری ضروری است. نکته با اهمیت دیگر آن است که مدارس باید برای پذیرش کودکان آماده بوده و قادر به ارائه فرصت های آموزش و یادگیری متناسب با تکامل/نمو آنها باشند. این مطلب بیشترین منافع را برای کودکان خردسال به بار خواهد آورد.

27. راهبردهای نمایشگر:

·         در نظر گرفتن سیاست ها و قوانین یکپارچه و فراگیرمتضمن ارائه حداقل یکسال آموزش پیش دبستانی با کیفیت رایگان و اجباری از طریق خدمات ECCE و با توجه ویژه به دسترسی به فقیرترین و محروم ترین کودکان. این مطلب شامل ارزیابی سیاست ها و برنامه های ECCE جهت ارتقاء کیفیت آنها نیز می شود.

·         در نظر گرفتن سیاست ها و قوانین یکپارچه چند بخشی ECCE مورد پشتیبانی مشارکتی وزارت خانه های مسئول تغذیه، سلامت، حمایت اجتماعی و کودکان، آب / بهداشت محیط، عدالت و آموزش بوده و تأمین منابع کافی برای اجرا.

·         تنظیم سیاست ها، راهبردها و برنامه های عملیاتی شفاف برای تخصص سازی کارکنان ECCE به وسیله ارتقاء و پایش پیشرفت حرفه ای، وضعیت و شرایط کاری آنها.

·         طراحی و اجرای برنامه ها، خدمات و زیرساخت های فراگیر، در دسترس و یکپارچه باکیفیت دوره ابتدایی کودکی که نیازهای بهداشتی، تغذیه ای، حمایتی و آموزشی (به ویژه برای کودکان دارای معلولیت) را پوشش داده و از خانواده ها به عنوان نخستین مراقبان کودکان حمایت کند.

نکته: اگرچه آرمان های 4.3 و 4.4 به طور مجزا مورد بحث قرار گرفته اند باید به این نکته توجه کرد که این دو ارتباط نزدیکی با هم دارند.

 

 

هدف 4.3: اطمینان از دسترسی برابر تمام مردان و زنان به آموزش فنی، حرفه ای و ثالثیه (از جمله دانشگاهی) مقرون به صرفه و با کیفیت تا سال 2030.

 

28. فرصت هایت دسترسی به سطوح آموزش بالاتر (به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته) اغلب ناکافی هستند. این مطلب موجب ایجاد شکاف علمی می گردد که پیامدهای جدی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی دارد. بنابراین کاهش موانع موجود در مسیر ارتقاء مهارت ها و آموزش و تربیت فنی و حرفه ای (TVET) (با آغاز از سطح متوسطه) و همچنین آموزش ثالثیه (از جمله دانشگاه) و ارائه فرصت های یادگیری مادام العمر برای جوانان و بزرگسالان امری ضروریست.

29. TVET در سطوح آموزشی گوناگون ارائه می گردد. سهم TVET از ثبت نام در نیمه دوم آموزش متوسطه در سال 2013 حدود 23% بوده است. تعدادی از کشورها گام هایی در جهت توسعه آموزش حرفه ای به سطح آموزش ثالثیه (ISCED سطح 5) برداشته اند.

30. تمامی اشکال آموزشی ثالثیه[4] به سرعت توسعه یافته اند به شکلی که میزان ثبت نام کلی از صد میلیون در سال 2000 به صد و نود و نه میلیون در سال 2013 رسیده است (xxiii). اما کماکان اختلاف گسترده در میزان دسترسی به آموزش ثالثیه به ویژه در سطح دانشگاه بر اساس جنسیت، پیش زمینه اجتماعی، منطقه ای و قومیتی و همچنین سن و معلولیت وجود دارد. محرومیت هایی برای زنان به ویژه در کشورهای کم درآمد و همچنین برای مردان در کشورهای پر درآمد وجود دارد.

31. آموزش ثالثیه و دانشگاه ها علاوه بر ارائه مهارت های شغلی نقشی حیاتی در تحریک تفکر انتقادی و خلاق و تولید و انتشار دانش برای توسعه اجتماعی، فرهنگی، بوم شناختی و اقتصادی بازی می کنند. آموزش ثالثیه و دانشگاه ها برای آموزش دانشمندان، متخصصان و رهبران آینده ضروری هستند. این مراکز از طریق عملکرد تحقیقاتی خود نقشی بنیادی در خلق دانش بازی کرده و توسعه ظرفیت های تحلیلی و خلاقه را پی می نهند که این خود امکان یافتن راه حل هایی برای مشکلات بومی-محلی و جهانی در تمامی حوزه های توسعه پایدار را به وجود می آورد.

32. گرایش دیگر افزایش تحرک کارکنان و فراگیران و جریان دانش آموزانی است که برای افزایش اعتبار آکادمیک به خارج از کشور می روند. به عنوان یکی از پیامدهای این مطلب هم ارز سازی، به رسمیت شناختن و تضمین کیفیت صلاحیت ها به حوزه ای مورد توجه روز افزون تبدیل شده است (به ویژه در کشورهایی که نظام های اداری و اجرایی آنها ضعیف است). در عین حال تحرک در آموزش ثالثیه یک امتیاز و فرصت بوده و باید برای ارتقاء صلاحیت های دانش آموزان و رقابت پذیری جهانی افزایش یابد.

33. یک نظام آموزشی ثالثیه به خوبی استقرار یافته و به درستی تنظیم شده که به وسیله فناوری، منابع آموزشی  آزاد و آموزش از راه دور پشتیبانی شود می تواند موجب بهبود دسترسی، برابری، کیفیت متناسب گردد.چنین نظامی می تواند شکاف بین آنچه در مؤسسات آموزشی ثالثیه (از جمله دانشگاه ها) تدریس می شود و آنچه اقتصادها و جوامع به آن نیاز دارند را نیز کمتر کند. ارائه آموزش ثالثیه باید در راستای موافقت نامه های بین المللی موجود هرچه بیشتر رایگان گردد.

34. TVTEو آموزش ثالثیه (از جمله دانشگاهها و همچین یادگیری، آموزش و تعلیم بزرگسالان) عناصر با اهمیتی در یادگیری مادام العمر هستند. ترویج یادگیری مادام العمر نیازمند راهکارهای تمام بخشی است که در بر گیرنده یادگیری رسمی، غیر رسمی و نارسمی برای افراد تمامی سنین و بویژه فرصت های آموزشی و تربیتی بزرگسالان باشد. ارائه فرصت های لازم برای دسترسی عادلانه بزرگسالان مسن تر به دانشگاه با توجه ویژه به گروه های آسیب پذیر نیز ضروریست.

35. راهبردهای نمایشگر:

  • تدوین سیاستهای بین بخشی برای توسعه مهارتهای شغلی، TVTE و آموزش ثالثیه و تقویت پیوندهای بین (توسعه) علم و توسعه سیاستگذاریها برای همگامی با تغییر شرایط، حفظ تناسب، توسعه مشارکتهای کاری موثر بویژه بین بخش های دولتی و خصوصی و لحاظ کردن کارفرماها و سندیکا ها در اجرای آن.
  • اطمینان از تضمین کیفیت، معادل سازی و به رسمیت شناسی صلاحیت های آموزش ثالثیه و تسهیل انتقال اعتبارات بین موسسات آموزش ثالثیه مورد پذیرش.
  • تدوین سیاستها و برنامه ها برای ارائه برنامه های آموزش از راه دور با کیفیت در آموزش ثالثیه همراه با تامین بودجه مناسب و استفاده از فناوری از جمله اینترنت، دوره های آن لاین آزاد کلان و دیگر فرم های منطبق  با استانداردهای پذیرفته شده کیفیت جهت بهبود دسترسی.
  • تدوین سیاستها و برنامه هایی که عملکرد تحقیقاتی در آموزش های ثالثیه دانشگاه ها را از طریق جذب زود هنگام حوزه های STEM ( به ویژه بوسیله دختران و زنان) تقویت نماید.
  • تقویت همکاریهای بین المللی در زمینه توسعه آموزش های ثالثیه و دانشگاهی و برنامه های تحقیقات فرامرزی (از جمله در درون چارچوب معاهدات جهانی و منطقه ای) در زمینه به رسمیت شناسی صلاحیت های آموزشی عالی جهت پشتیبانی از دسترسی بیشتر، تضمین کیفیت بهتر، و توسعه ظرفیت ها.
  • ترویج TVET، آموزش ثالثیه و دانشگاهها و همچنین فرصت های یادگیری، آموزش و تربیت بزرگسالان برای جوانان و بزرگسالان تمامی سنین و پیش زمینه های اجتماعی-فرهنگی (به شکلی که ادامه بهبود و تعدیل مهارتها برای آنها امکان پذیر گردد) با توجه ویژه به برابری جنسیتی (از جمله محو موانع جنسیت محور) و گروه های آسیب پذیر (مانند افراد دارای معلولیت).
  • موسسات ثالثیه از جمله دانشگاه ها باید توسعه سیاستهای لازم برای ارائه فرصت های یادگیری مادام العمر با کیفیت و عادلانه را پشتیبانی و پرورش دهند.

هدف 4.4: افزایش قابل ملاحظه تعداد جوانان و بزرگسالان دارای مهارتهای متناسب (از جمله مهارتهای فنی حرفه ای) برای استخدام، کار مناسب و کار آفرینی تا سال 2030.

 

36. علیرغم وجود بازارهای کار به سرعت در حال تغییر، بیکاری رو به رشد (به ویژه در بین جوانان)، نیروی کار مسن در برخی کشور ها، مهاجرت، و پیشرفت های فناوری، تمامی کشورها با نیاز به ارتقاء دانش، مهارتها و صلاحیتهای مردم برای کار مناسب، کار آفرینی و زندگی مواجه هستند (xxiv).در بسیاری کشورها از سیاستهای آموزش و تربیت انتظار می رود به نیازهای به سرعت در حال تغییر جوانان و بزرگسالان برای ارتقاء مهارتها و یادگیری مهارتهای جدید پاسخ دهد. متعاقبا ً افزایش و ایجاد تنوع در فرصت های یادگیری با استفاده از طیف گسترده ای از روشهای آموزشی و تربیتی به شکلی که تمامی جوانان و بزرگسالان به ویژه دختران و زنان بتوانند دانش، مهارتها و صلاحیتهای لازم برای کار و زندگی مناسب را کسب کنند ضرروی است.

37. دسترسی عادلانه به TVET باید گسترش یافته و در عین حال کیفیت آن نیز تضمین گردد. برای پیوند بهتر TVET با دنیای کار نیز باید اولویت ها و راهبردهای متناسب (در هر دو بخش کار رسمی و غیر رسمی) تدوین گردد تا موقعیت آن را بهبود دهد، مسیرهای یادگیری بین جریان های مختلف آموزشی ایجاد نماید، و گذار از مدرسه به کار را تسهیل نماید. نظام های TVET باید مهارتهای تجربی یا کسب شده از طریق موقعیت های غیر رسمی و نارسمی (از جمله در محیط کار و از طریق اینترنت) را نیز به رسمیت شناخته و ارج نهند.

38. تمرکز شدید بر مهارت های ویژه کاری توانایی فارغ التحصیلان در زمینه سازگاری با نیازهای به سرعت در حال تغییر بازار کار را کاهش می دهد. بنابراین فراتر از بر تسلط بر مهارتهای ویژه کاری باید بر توسعه مهارتهای سطح بالای شناختی و غیر شناختی / قابل انتقال (xxv) مانند حل مساله، تفکر انتقادی، خلاقیت، کار جمعی، مهارتهای ارتباطی و حل تعارض که می تواند در طیفی از حوزه های شغلی مورد استفاده قرار گیرد نیز  تاکید صورت گیرد. علاوه بر آن باید به فراگیران باید فرصت به روزرسانی مداوم مهارتهای خود از طریق یادگیری مادام العمر داده شود.

39. ارتقاء اثرات و بروندادهای سیاستها و برنامه های آموزشی TVET و جمع آوری داده های لازم در زمینه گذار از یادگیری به جهان کار و نیز در زمینه امکان کاریابی فارغ التحصیلان با توجه به نابرابریها نیز امری ضروریست.

40. راهبردهای نمایشگر:

·         جمع آوری و استفاده از شواهد موجود در زمینه تغییر مهارتهای مورد نیاز برای هدایت ارتقاء مهارتها، کاهش اختلاف ها، و پاسخ به تغییرات بازار کار و نیازها و موقعیت های اجتماعی، و همچنین نسبت به نیازهای " اقتصاد غیر رسمی" و توسعه روستایی؛

·         مشارکت شرکای کاری اجتماعی در طراحی و ارائه برنامه های آموزشی و تربیتی شاهد-محور  و کل نگر. اطمینان از کیفیت بالای برنامه های درسی و آموزشی TVET مشتمل بر مهارتهای مرتبط با کار و مهارتهای غیر شناختی / قابل انتقال (از جمله مهارتهای کارآفرینی، مهارتهای پایه و ICT) و نیز صلاحیت و مجوزهای رهبران و کارکنان آموزشی موسسات TVET (از جمله مربیان و شرکتها)؛

·         تشویق توسعه شکلهای گوناگون آموزش و یادگیری کار محور و کلاس محور در صورت تناسب؛

·         اطمینان از نظام های تضمین کیفیت TVET شفاف و کارا و تدوین چارچوب صلاحیتها؛

·         ترویج مشارکت برای افزایش شفافیت و به رسمیت شناسی فرامرزی صلاحیتهای TVET جهت ارتقاء کیفیت برنامه های TVET و میسر نمودن تحرک کارگران و فراگیران و اطمینان از همگامی برنامه های TVET با تغییر نیازهای بازار کار؛

·         ترویج مسیرهای یادگیری انعطاف پذیر در موقعیتهای رسمی و غیر رسمی که تجمیع و انتقال واحد های درسی تکمیل شده فراگیران را امکان پذیر سازد، به رسمیت شناختن، اعتبار دهی و مجوز دهی آموخته های پیشین، تدوین برنامه های پیوند دهنده، و راهنمایی شغلی و خدمات مشاوره.

 

هدف4.5: محو نابرابری های آموزشی و تضمین دسترسی یکسان به تمام سطوح آموزش و تعلیم حرفه ای برای افراد آسیب پذیر (از جمله افراد دارای معلولیت، بومیان و کودکان در شرایط آسیب پذیر) تا سال 2030.

 

41. علیرغم پیشرفت کلی در زمینه افزایش ثبت نام دختران و پسران در مدارس ابتدایی توجه کافی به محو نابرابری در تمامی سطوح آموزش صورت نگرفته است. به عنوان مثال در حوالی سال 2009 احتمال آنکه در کشورهای کم درآمد و میان درآمد کودکان خانواده‌های فقیرترین 20% جامعه نتوانند دبستان را به پایان برسانند 5 بار بیش از کودکان ثروتمندتر 20% جامعه بود (xxvi). علاوه بر آن فقر دیگر عوامل محرومیت را نیز تشدید می‌نماید به عنوان مثال بوسیله گسترده تر کردن شکاف های جنسیتی.

42. توجه به فقر باید به عنوان یک اولویت باقی بماند زیرا فقر کماکان بزرگترین مانع منفرد بر سر راه شمول در تمامی سطوح و در تمامی نواحی جهان می‌باشد. سرمایه گذاری در زمینه آموزش می‌تواند اختلاف درآمد را کاهش دهد و بسیاری از برنامه های آموزشی روش های نوآورانه ای را برای کمک به خانواده ها و فراگیران جهت چیرگی بر موانع مالی سر راه آموزش یافته‌اند. باید بر اینگونه راهکارها سرمایه گذاری شده و آنها را در سطوح گسترده تری اجرا نمود.

43. برای دستیابی به آموزش فراگیر سیاست ها باید تغییر نظام های آموزشی در راستای پاسخگویی بهتر به تنوع و نیازهای فراگیران را هدف قرار دهند. این مطلب برای استیفای حق آموزش همراه با برابری امری کلیدی بوده و نه تنها به امکان دسترسی بلکه به مشارکت و دستاوردهای همه دانش آموزان؛ با توجه ویژه به افراد محروم، آسیب پذیر یا در خطر به حاشیه رانده شدن (به شکلی که در پاراگراف 5 با جزئیات تشریح شده است) مرتبط می باشد.

44. نابرابری جنسیتی مورد توجه ویژه می باشد. تنها69% کشورها برای دستیابی به تساوی جنسیتی در دسترسی به آموزش ابتدایی (ثبت نام تعداد مساوی پسران و دختران) تا سال 2015 برنامه ریزی کرده بودند و 48% درصد در سطح متوسطه (xxvii). علاوه بر آن اگرچه یکسان نگری جنسیتی ابزاری مفید برای سنجش پیشرفت است اما برای اطمینان از برابری جنسیتی به تلاش های بیشتری نیاز است. برابری هدفی بلندپروازانه تر است: برابری به آن معناست که تمامی دختران و پسران، و تمامی زنان و مردان از فرصت هایی برابر برای استفاده از آموزش با کیفیت بالا برخوردار شوند، به سطوح یکسانی دست یابند، و بطور یکسان از مزایای آموزش برخوردار شوند. دختران نوجوان و زنان جوان که ممکن است در معرض خشونت جنسیت محور، ازدواج در کودکی، بارداری زود هنگام و حجم زیاد کار روزانه خانه قرار بگیرند، و همچنین آنها که در نواحی روستایی فقیر و دور افتاده زندگی می کنند نیازمند توجه ویژه هستند. در عین حال در برخی شرایط پسران در وضع نامساعدی قرار دارند به عنوان مثال در برخی نواحی ثبت نام پسران در آموزش متوسطه و آموزش عالی از دختران کمتر است. نابرابری جنسیتی در آموزش اغلب نمایشگر هنجارها و تبعیض های جنسیتی رایج در سطحی گسترده تر در جامعه است به همین دلیل سیاستهایی که هدف آنها چیره شدن بر اینگونه نابرابریهاست زمانی موفقیت آمیز خواهند بود که بخشی از یک بسته عمومی مشوق بهداشت، عدالت، اداره مناسب، وعاری از کار کودکان باشند. شرایط و دلایل ریشه ای به حاشیه رانده شدن، تبعیض و محرومیت طیف گسترده ای دارد. افراد معلول، بومیان، اقلیت های قومی نژادی و فقرا جزو گروههای آسیب پذیر نیازمند توجه ویژه و راهبردهای هدفدار هستند.

45. لازم است تلاشهایی در زمینه ظرفیت سازی و سرمایه گذاری برای تضمین جریان سازی جنسیت در اجرا، پایش، ارزشیابی و پیگیری نظام ها و برنامه های آموزشی صورت گیرد. تمهیدات ویژه ای نیز باید برای تضمین امنیت فردی دختران و زنان در مسیر رفت و برگشت آنها به موسسات آموزشی و محو خشونت جنسیت محور در مدارس، بعلاوه سیاستهایی برای مقابله با تمامی اشکال خشونت و آزار جنسیت محور و جنسی در نظر گرفته شود.

46. بسیاری از فرصت های آموزشی کودکان به دلیل درگیریها، همه گیری ها و بلایای طبیعی از دست می روند. حدود 21 میلیون نفر از کودکان محروم از تحصیل جهان، یا 36%، در سال 2012، در نواحی متأثر از درگیریها زندگی می کرده اند که این میزان، از 30% مربوط به سال 2000 بیشتر است (xxviii). حفظ آموزش در طول شرایط اضطراری، درگیریها، شرایط پس از درگیری و بلایا، و پرداختن به نیازهای آموزشی آوارگان (IDP) ها و پناهندگان نیز امری حیاتی است. علاوه بر تمهیدات پیشنهادی برای اطمینان از گنجانده شدن یکسان نگری، شمول و برابری جنسیتی در تمامی اهداف آموزشی، راهبردهای زیر نیز توصیه می شود:

47. راهبردهای نمایشگر:

·         اطمینان از آنکه سیاستهای آموزشی و برنامه های بخشی و بودجه بندی آنها متضمن اصول عدم تبعیض و برابری در آموزش و از طریق آموزش بوده و تدوین و اجرای راهبردهای اضطراری هدفدار برای گروههای آسیب پذیر و محروم. تدوین شاخصهایی برای سنجش میزان پیشرفت به سمت برابری.

·         اطمینان از آنکه سیاستهای آموزشی، برنامه های بخشی و طراحی بودجه شامل خطرسنجی، آماده سازی و پاسخ به شرایط اضطراری برای آموزش، و نیز ابتکار عمل هایی برای پاسخ به نیازهای آموزشی کودکان، جوانان و بزرگسالان متأثر بلایا، درگیریها، جابجایی ها و همه گیریها (از جمله آوارگان و پناهندگان) می باشد. حمایت از سازوکارها و راهبردهای زیرمنطقه ای و منطقه ای که نیازهای آموزشی آوارگان و پناهندگان را بر آورده می نماید.

·         شناسایی، پایش و بهبود امکان دسترسی دختران و زنان به آموزش با کیفیت، و همچنین میزان مشارکت، موفقیت و تکمیل آموزش بوسیله آنها. تمرکز اقدامات هدفمند بر پسران در موقعیت هایی که آنها دچار محرومیت هستند.

·         شناسایی موانعی که کودکان و جوانان آسیب پذیر را از برنامه های آموزشی با کیفیت دور نگاه می دارد و انجام اقدامات مثبته برای رفع این موانع.

·         حمایت از راهکاری جامع برای بهبود پذیری مدارس در برابر اثرات بلایای با ابعاد گوناگون. این مطلب شامل تسهیلات امن تر در مدرسه، مدیریت بلایای مدرسه، کاهش خطر و آموزش بهبود پذیری می باشد.

·         ارائه آموزشهای از راه دور، آموزش ICT، دسترسی به فناوریهای مناسب و زیر ساختهای لازم برای تسهیل محیط یادگیری در خانه و در نواحی درگیر در منازعات و نواحی دور افتاده به ویژه برای دختران، زنان، پسران، و جوانان آسیب پذیر دیگر گروههای به حاشیه رانده شده.

·         حمایت از بازبینی برنامه ها، بودجه ها، برنامه های درسی و کتب آموزشی (xxix)، و همچنین آموزش و سرپرستی معلمان بوسیله دولت به شکلی که عاری از کلیشه های جنسیتی بوده و برابری، عدم تبعیض و حقوق بشر را ترویج نموده و به پرورش آموزش بین فرهنگی بپردازند.

·         اطمینان از بکارگیری منابع متعدد داده ها و اطلاعات (از جمله نظام های اطلاعاتی مدیریت آموزش، و پیمایش های مرتبط در زمینه مدرسه و خانوار) برای تسهیل پایش محرومیت اجتماعی در آموزش. بانک داده های نابرابری جهانی در زمینه آموزش مثالی است که نشان می دهد چگونه می توان اطلاعات مربوطه را برای انجام اقدامات لازم در اختیار تصمیم گیران قرار داد[5].

·         جمع آوری داده هایی با کیفیت بهتر در زمینه کودکان دارای معلولیت، دسته بندی معلولیتها و اختلالات گوناگون، و ارزیابی میزان شدت آنها. برای ایجاد شواهد پایه جهت تأمین اطلاعات لازم برای برنامه ریزی و سیاستگذاری باید شاخصهایی تدوین گردیده و از داده ها استفاده شود.

 

هدف 4.6: اطمینان از آنکه تمامی جوانان و بخش قابل توجهی از بزرگسالان (هم مردان هم زنان) تا سال 2030 به توانایی خواندن و نوشتن و حساب دست می یابند.

 

48. سواد[6] بخشی از حق آموزش بوده و یک کالای عمومی است. سواد هسته آموزش پایه و شالوده لاینفک یادگیری مستقل می باشد (xxx). مزایای سوادآموزی (به ویژه برای زنان) به خوبی به اثبات رسیده است. این مزایا شامل مشارکت بیشتر در بازار کار، اجتناب از ازدواج زودهنگام، بهبود بهداشت و تغذیه کودک و خانواده می باشد. تمامی این موارد به نوبه خود به کاهش فقر و گسترش فرصت های زندگی کمک می نماید. حساب هم یک مهارت کلیدی است. به کار بردن اعداد، محاسبه، ابعاد، نسبت ها و کمیت ها از آن دسته مبانی زندگی هستند که همه جا مورد نیاز است (xxxi).اما ارتقاء سواد و حساب در بین جوانان و بزرگسالان کماکان یک چالش جهانی است. در سال 2013 در سطح جهان 757 میلیون فرد بزرگسال (15سال و بیشتر) که دو سوم آن را زنان تشکیل می دادند توانایی خواندنو نوشتن نداشتند (xxxii).کمبود مهارتهای خواندن و نوشتن یک نگرانی جهانی هم در کشورهای میان درآمد و هم در کشورهای می باشد. حدود 20% بزرگسالان در اروپا فاقد مهارتهای خواندن و نوشتن لازم برای مشارکت کامل در اجتماع هستند (xxxiii). بزرگسالانی که مهارتهای خواندن و نوشتن و حساب اندکی دارند با محرومیت های متعددی مواجه هستند. احتمال بیکار ماندن آنها بیشتر است و افرادی که استخدام می شوند هم دستمزد کمتری دریافت می کنند. استفاده از فرصت های موجود در جامعه و بهره مندی از حقوق فردی هم برای آنها دشوارتر است. همچنین احتمال نامساعد بودن وضعیت سلامتی آنها نیز بیشتر است.

49. تا سال 2030 تمامی جوانان و بزرگسالان جهان باید در مهارت های عملی خواندن و نوشتن و حساب[7] به سطح متناسب و به رسمیت شناخته شده ای معادل اتمام تحصیلات ابتدایی دست پیدا کند. اصول، راهبردها و اقدامات لازم برای تحقق این آرمان براساس یک برداشت معاصر از سواد بنا شده که افراد را به دو دسته باسواد و بی سواد تقسیم نمی کند بلکه به سواد به شکل زنجیره ای از مهارتهای تخصصی می نگرد. سطحمهارت های مورد نیاز و چگونگی استفاده افراد از مهارتهای خواندن و نوشتن بستگی به شرایط ویژه دارد. باید توجه ویژه ای به نقش زبان اول فراگیران در یادگیری و سواد آموزی مبذول گردد. برنامه ها و روش شناسی های سواد آموزی باید به نیازها و شرایط یادگیران (از جمله با ارائه برنامه های سوادآموزی دو زبانه و بین فرهنگی متناسب با شرایط در چارچوب یادگیری مادام العمر) پاسخ دهد. آموزش حساب (که حوزه ایست نیازمند تقویت) نیز باید بخشی از برنامه های سوادآموزی باشد. ICT (به ویژه فناوری سیار/ تلفن همراه) برای تسریع پیشرفت به سمت این هدف نوید بخش آینده ای روشن است.

50. راهبردهای نمایشگر:

  • ایجاد راهکاری تمام بخشی و چند بخشی برای تنظیم سیاستها و برنامه  های سواد آموزی و همچنین تأمین منابع مالی از طریق تقویت مشارکت ها و هماهنگی های بین وزارتخانه های مربوطه از جمله وزارتخانه هایی که با آموزش، سلامت، رفاه اجتماعی، کار، صنعت و کشاورزی و همچنین جامعه مدنی، بخش خصوصی و شرکای کاری دو جانبه و چند جانبه سر و کار دارند و نیز حمایت عملی از ارائه خدمات غیرمتمرکز.
  • اطمینان از آنکه برنامه های سواد آموزی و حساب (بر اساس سازوکارهای پیمایش ملی) دارای کیفیت بالایی بوده و بر اساس دانش و تجربه پیشین فراگیران و نیازهای آنها تنظیم شده اند. این مطلب نیازمند توجه دقیق به فرهنگ، زبان، ارتباطات اجتماعی و سیاسی و فعالیت اقتصادی (با توجه ویژه به دختران و زنان گروههای آسیب پذیر)، و همچنین پیوند و ادغام این برنامه ها با توسعه مهارتها برای اشتغال و درآمد مناسب (به عنوان عناصر اساسی یادگیری مادام العمر) می باشد.
  • اجرا گسترده تر برنامه های مؤثر سواد آموزی و آموزش مهارتها برای بزرگسالان با مشارکت جامعه مدنی به عنوان شریک کاری، و با استفاده از تجربیات غنی و  شیوه های مناسب آنها.
  • ترویج استفاده از ICT (به ویژه فناوری سیار/ تلفن همراه) برای برنامه های سوادآموزی و حساب.

·         تدوین چارچوب ها و ابزارهای و ارزیابی سواد آموزی برای ارزشیابی مهارت ها بر اساس بروندادهای یادگیری. این مطلب نیازمند تعریف مهارت در درون طیفی از موقعیت ها از جمله مهارت ها در حوزه های کار زندگی روزمره می باشد.

·         استقرار نظامی برای جمع آوری، تجزیه و تحلیل و به اشتراک گذاری داده های مرتبط و به هنگام در زمینه میزان سواد و نیاز های سوادآموزی و حساب به تفکیک جنسیت و دیگر شاخص های حاشیه نشینی.

 

هدف 4.7: اطمینان از آنکه تمامی فراگیران تا سال 2030 دانش و مهارت های مورد نیاز برای ترویج توسعه پایدار (از جمله) از طریق آموزش برای توسعه پایدار و سبک زندگی پایدار، حقوق بشر، برابری جنسیتی، ترویج فرهنگ صلح دوستی و عدم خشونت، شهروندی جهانی، و ارج نهادن به تنوع فرهنگی و مشارکت فرهنگ در توسعه پایدار را کسب می نمایند.

 

51. در دنیای جهانی شده روبرو با چالش های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی لاینحل، وجود نظام آموزشی که به ایجاد جوامع صلح دوست و پایدار کمک نماید ضروری است. در عین حال ادغام کامل اینگونه راهکارهای دگرگون کننده به ندرت در نظام های آموزشی صورت گرفته است. بنابراین ضروری است که در آموزش 2030 جایگاهی اصلی به افزایش مشارکت آموزش در تحقق حقوق بشر، صلح، و شهروندی مسئولانه از سطح بومی-محلی تا سطوح جهانی، برابری جنسیتی و سلامت داده شود.

52. محتوای چنین آموزش هایی باید متناسب بوده و بر جنبه های شناختی و غیرشناختی یادگیری تمرکز نماید. دانش، مهارت ها، ارزش ها و نگرش های مورد نیاز شهروندی برای داشتن زندگی سازنده، اتخاذ تصمیم های آگاهانه؛ و پذیرش نقش های بومی / محلی و جهانی فعال در مواجهه با چالش های جهانی و حل آنها می تواند از طریق آموزش برای توسعه پایدار (ESD)[8] و آموزش شهروندی جهانی (GCED)[9] که شامل آموزش صلح و حقوق بشر و همچنین آموزش بین فرهنگی و آموزش برای درک بین المللی می شود به دست آید. اگرچه در سال های اخیر پیشرفت های قابل ملاحظه ای صورت گرفته اما فقط 50% کشورهای عضو یونسکو اعلام نموده اند که (به عنوان مثال) ESD را در سیاست گذاری های مربوطه ادغام کرده اند (xxxvi).

53. راهبردهای نمایشگر:

·         تدوین سیاست ها و برنامه هایی برای ترویج ESD و GCED و گنجاندن آنها در جریان اصلی آموزش رسمی، غیررسمی و نارسمی از طریق مداخلاتی در سطح کل نظام، آموزش معلمان، اصلاح برنامه درسی، و حمایت تربیتی. این مطلب شامل برنامه عملیاتی جهانی در زمینه ESD (xxxv) و پرداختن به موضوعاتی مانند حقوق بشر، برابری جنسیتی، سلامت، آموزش جامع مسایل جنسی، تغییرات اقلیمی، معاش پایدار، و شهروندی مسئولانه و متعهد، بر اساس تجربیات و ظرفیت های ملی می باشد.

·         ارائه فرصت های لازم به فراگیران هر دو جنس و تمامی سنین برای کسب دانش و مهارت ها، ارزش ها، و نگرش های مورد نیاز برای بنا کردن جوامعی صلح آمیز، سالم، و پایدار در طول زندگی.

·         تدوین و انتشار کنش های مناسب در زمینه ESD و GCED در داخل و بین کشورها برای اجرای بهتر برنامه های آموزشی و ارتقای هماهنگی و درک بین المللی.

·         ترویج برنامه های مشارکتی برای فراگیران و مربیان در رابطه باESD و GCED جهت مشارکت آنها در جوامع محلی و اجتماع خود.

·         اطمینان از آنکه آموزش بر نقش کلیدی فرهنگ در دستیابی به پایداری صحه گذاشتهو هنگام تاکید بر اهمیت احترام به حقوق بشر شرایط و فرهنگ بومی و همچنین آگاه سازی در زمینه تجلیات، میراث و تنوع فرهنگی را در نظر می گیرد.

·         حمایت از تدوین نظام های ارزیابی مستحکم تر ESD و GCED برای ارزیابی برونداد های شناختی، اجتماعی عاطفی و رفتاری با استفاده از ابزارهای موجود و تأیید شده (در صورت امکان)، تشخیص نیاز به تدوین ابزارهای جدید و گنجاندن طیف و سیعی از کشورها و نواحی، در نظر گرفتن همکاری با انستیتو آمار یونسکو (UIS) و دیگر شرکای کاری.

·         ترویج راهکاری میان رشته ای (و در صورت لزوم) با مشارکت افراد و گروه های ذینفع متعدد برای تضمین ESD و GCED در تمامی سطوح و تمامی اشکال آموزش از جمله از طریق آموزش و تربیت در زمینه حقوق بشر، و ترویج فرهنگ صلح دوستی و عدم خشونت.

روش های اجرا

 

هدف 4.الف: ایجاد و ارتقاء تسهیلات آموزشی حساس به کودک، معلولیت، و جنسیت؛ و تأمین محیط های آموزشی امن، عاری از خشونت، فراگیر و مؤثر برای همه تا سال 2030.

 

54. این هدف به نیاز به زیرساخت های فیزیکی کافی و محیط های ایمن و فراگیر پرورش دهنده آموزش برای همه (بدون توجه به پیش زمینه یا وضعیت معلولیت) می پردازد (xxxvi). وجود یک محیط یادگیری با کیفیت برای حمایت از تمامی فراگیران، معلمان و دیگر کارکنان آموزشی ضروری است. هر محیط یادگیری باید برای همه قابل دسترسی بوده و منابع و زیرساخت های کافی برای تضمین ابعاد منطقی کلاس ها و امکان ارائه تسهیلات بهداشتی کافی را داشته باشد. اگرچه میانگین مدارس ابتدایی دارای پوشش بهداشتی مناسب در 126 کشور در حال توسعه از 59% در سال 2008 به 68% در سال 2012 افزایش یافته اما در 52 کشور دارای کمترین میزان توسعه و دیگر کشورهای کم درآمد از هر دو مدرسه تنها یکی با این استاندارد مطابقت دارد (xxxvi).

55. اطمینان احساس امنیت دختران و زنان در محیط های یادگیری نکته ای کلیدی در ادامه آموزش آنها است (xxxviii). ظهور بلوغ دختران را در برابر خشونت، آزار و اذیت، اجبارف و سوءاستفاده جنسی آسیب پذیرتر می نماید. خشونت جنسیت محور مربوط به مدرسه یکی از موانع قابل توجه در مسیر آموزش دختران است. بسیاری از کودکان پیوسته در مدرسه در معرض خشونت قرار می گیرند. تخمین زده می شود که246 میلیون دختر و پسر سالانه در مدرسه و اطراف آن مورد آزار و اذیت و سوءاستفاده قرار می گیرند (xxxix). در دو سوم کشورهایی که نابرابری جنسیتی در نیمه اول آموزش متوسطه دارند این نابرابری به ضرر دختران است (xI).  نبود توالت های پوشیده، عدم دسترسی به نوار بهداشتی و انگ زنی به دختران پس از قاعدگی در مورد موارد بهداشتی می تواند به آموزش آنها آسیب زده، میزان غیبت آنها را افزایش داده، و عملکرد آموزشی آنها را کاهش دهد. به همین ترتیب عدم توجه به حقوق و نیازهای کودکان، جوانان و بزرگسالان دارای معلولیت نیز به شدت مشارکت آنها در آموزش را کاهش می دهد.

56. راهبردهای نمایشگر:

·         تنظیم سیاست های جامع چند وجهی و منسجم که نسبت به معلولیت حساس بوده و مشوق هنجارها و سیستم های تضمین کننده مدارس امن و عاری از خشونت می باشند.

·         استقرار سیاست ها و راهبردهایی برای حمایت از فراگیران، معلمان و کارکنان در برابر خشونت، در چارچوب مدارس عاری از خشونت، و در نواحی متأثر از درگیری های مسلحانه. تعهد و پیروی از قوانین بین المللی بشر دوستانه ای که از مدارس به عنوان مکان های غیرنظامی پشتیبانی می کند و پیگیری مسئولیت خاطیان در حین اجرای آموزش 2030.

·         اطمینان از آن که تمام مؤسسات امن بوده؛ از آب، برق و توالت های قابل استفاده و قابل دسترسی تفکیک شده برای جنسیت های مختلف بهره مند هستند؛ و دارای کلاس های درس امن و کافی، و منابع و فناوری های آموزشی مناسب می باشند.

·         اطمینان از آن که منابع به طور یکسان به مدارس و مراکز آموزشی دارای مزیت های اجتماعی اقتصادی و فاقد این مزیت ها اختصاص داده می شود.

·         فراهم نمودن فضاها و محیط های آموزشی بطور کامل برای یادگیری و آموزش غیررسمی بزرگسالان، از جمله مراکز و فضاهای متعلق به شبکه های آموزش اجتماعی، و تامین دسترسی به منابع ICT به عنوان عناصر ضروری یادگیری مادام العمر.

 

هدف 4.ب: گسترش واقعی تعداد بورسیه های موجود برای کشورهای در حال توسعه در سطح جهان (به ویژه کشورهای دارای کمترین میزان توسعه، کشورهای در حال توسعه متشکل از جزایر کوچک، و کشورهای آفریقایی) برای ثبت نام در آموزش عالی (از جمله آموزش های حرفه ای، و برنامه های فنی، مهندسی، علمی، و فن آوری اطلاعات و ارتباطات) در کشورهای توسعه یافته و دیگر کشورهای در حال توسعه تا سال 2020.

 

57. برنامه های بورسیه تحصیلی می تواند نقشی حیاتی در ارائه فرصت های لازم به جوانان و بزرگسالانی که در غیر این صورت قادر به ارائه آموزش خود نیستند بازی نماید. این برنامه ها کمک های با اهمیتی در جهانی سازی آموزش عالی و نظام های تحقیقاتی (به ویژه و در کشورهای کمتر توسعه یافته) می نماید. این برنامه ها می تواند به افزایش دسترسی به دانش جهانی کمک کرده و ظرفیت های لازم برای انتقال دانش و فناوری به جوامع محلی و و سازگاری آن با این جوامع را فراهم کند. در فاصله سال های 2010 و 2011، سالانه به طور میانگین کمک هایی به ارزش 3.2 میلیون دلار آمریکا به بورسیه تحصیلی و هزینه های مربوط به دانش آموزان اختصاص داده شده که معادل یک چهارم کل کمکهای آموزشی بوده است (xIi).این هزینه می تواند برای تقویت مهارتهای نیروی کار در کشورهای کم درآمد حیاتی باشد اما بیشتر آن به کشور های میان درآمد تعلق می گیرد. به عنوان مثال در فاصله سال های 2011 – 2010 بودجه کلی دریافت شده به شکل بورسیه تحصیلی و هزینه مربوط به دانشجویان تنها به وسیله پنج کشور میان درآمد مساوی با کل مبلغ کمک های مستقیم به آموزش پایه به 36 کشور کم درآمد بود. بورسیه های تحصیلی ارائه شده بوسیله کشورهای توسعه یافته به دانشجویان کشورهای درحال توسعه باید به شکلی باشد که باعث ایجاد قابلیت هایی در کشور در حال توسعه گردد. اگرچه اهمیت بورسیه تحصیلی اثبات شده اما کشورهای اهدا کننده تشویق می شوند که دیگر شکل های حمایت آموزشی را افزایش دهند.

58. در راستای تمرکز آموزش 2030 بر یکسان نگری، شمول و برابری، بورسیه های تحصیلی باید صراحتا جوانان دارای پیش زمینه محرومیت را هدف قرار دهد. اغلب بورسیه های تحصیلی حوزه های ویژه ای را هدف قرار می دهند مانند علوم، فناوری، مهندسی، ICT، آموزش معلمان و برنامه های حرفه آموزی. در این زمینه توجه ویژه ای نیز باید به ارائه بورسیه های تحصیلی به دختران و زنان برای مطالعه در حوزه های STEM مبذول گردد.

59. راهبرد های نمایشگر:

·         اطمینان از آنکه سازوکارها، برنامه ها و سیاست های برنامه های بین المللی بورسیه تحصیلی منعکس کننده شرایط، زمینه ها، اولویت ها و طرح ها و برنامه های توسعه ملی بوده و بر تقویت منابع انسانی در حوزه هایی که بیش از همه مورد نیاز است تمرکز دارند.

·         تمامی بورسیه تحصیلی بطور شفاف زنان و مردان جوان دارای پیش زمینه محرومیت را هدف قرار دهند. اطمینان از ترویج آشکار بورسیه های تحصیلی برای جوانان محروم به شکلی که جوانان بتوانند انتخاب آگاهانه انجام دهند و همچنین اطمینان از آنکه این بورسیه ها به شکلی طراحی شده اند که از حقوق و وضعیت قانونی آنها حمایت نمایند.

·         تدوین برنامه های مشترک بین دانشگاه های کشور میزبان و کشور دریافت کننده جهت ایجاد انگیزه بازگشت به خانه در دانشجویان و همچنین دیگر سازوکارها برای پیشگیری از "فرار مغزها" (مهاجرت افراد آموزش دیده در سطح بالا ) و ترویج "جذب مغزها".

·         تدوین بورسیه های تحصیلی در کشور میزان برای افزایش تعداد و تنوع افراد ذینفع در کشور دریافت کننده و همچنین بازار کار بومی محلی.

 

هدف 4.ج: افزایش مداوم تعداد معلمان واجد شرایط (از جمله از طریق همکاریهای بین المللی برای آموزش معلمان در کشورهای در حال توسعه ) به ویژه در کشورهای دارای کمترین میزان توسعه و کشورهای کوچک جزیره ای در حال توسعه تا سال 2030.

 

60. معلمین عناصر کلیدی برای دستیابی به تمامی بخش های دستور کار آموزش 2030 هستند لذا این هدف هدفی حیاتی است. این هدف نیازمند توجه فوری با ضرب العجلی نزدیک تر می باشد زیرا کمبود یکسان نگری در آموزش به واسطه کمبود و توزیع نا مساعد معلمان آموزش دیده حرفه ای به ویژه در نواحی محروم تشدید می گردد. از آنجائیکه معلمان از ملزومات اساسی تضمین کیفیت آموزش می باشند معلمان و مربیان باید توانمند شده، به درستی استخدام شده، حقوق مناسب دریافت کنند، با انگیزه باشند، دارای صلاحیت های حرفه ای باشند، و به وسیله نظام های دارای منابع کافی، کارا و با مدیریت موثر پشتیبانی شوند.

61. برای دستیابی به آموزش ابتدایی جهانی تا سال 2030 به 3.2 میلیون معلم دیگر نیاز است (xIii) و برای دستیابی به آموزش جهانی نیمه اول متوسطه 5.1 میلیون معلم دیگر (xIiii). علاوه بر آن معلمانی که بین سالهای 2015 تا 2030 این حرفه را ترک می کنند نیز باید جایگزین گردند. همچنین در یک سوم کشورهایی که داده های لازم را دارا هستند کمتر از 75% معلمان مدارس ابتدایی بر اساس استانداردهای ملی آموزش دیده اند (xIiv). تصمیمات پیشین مبنی بر تقلیل استانداردها در هنگام کمبود، گرایش فزاینده به سمت کلاس های درس دارای معلمان نا آماده و غیر حرفه ای را دامن زده است. نبود و یا کمبود پیشرفت و پشتیبانی حرفه ای مداوم معلمان، و نیز استاندارد های ملی برای شغل معلمی عوامل کلیدی دخیل در کیفیت پائین برونداد های یادگیری هستند. نظام های آموزشی موفق که متضمن کیفیت و یکسان نگری هستند بر پیشرفت حرفه ای مداوم تمرکز می نماید که خود از یادگیری معلمان و پیشرفت آنها در جریان کارشان پشتیبانی می کند.

62. معلمان نیز حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارند. از جمله حق داشتن شرایط کاری مناسب و حقوق کافی. دولت ها باید تدریس را به شغلی جذاب و انتخاب اول افراد تبدیل کنند که با پیشرفت و آموزش مداوم از طریق بهبود وضعیت حرفه ای معلمان، شرایط و پشتیبانی کاری همراه بوده و همچنین باید سیاست های مربوط به سازوکارهای گفتگو با سازمان های معلمان را تقویت نماید.

63. در نهایت معلمان با حمایت رهبران مدرسه، مسئولان دولتی و جوامع محلی مشارکت عمده ای در بهبود بروندادهای یادگیری دانش آموزان دارند. شواهد محکمی وجود دارد که نشان می دهد معلمان نسبت به تغییر پذیرا بوده و مایل به یادگیری و پیشرفت در طول کارشان هستند. در عین حال معلمان برای نوآوری بیشتر در همکاری با همکاران و رهبران مدرسه و استفاده از فرصت ها برای پیشرفت حرفه ای خود نیاز به زمان و فضا دارند.

64. راهبردهای نمایشگر:

·         تدوین راهبردهای حساس به جنسیت برای جذب بهترین و با انگیزه ترین نامزدها برای تدریس و اطمینان از استقرار آنها در محلی که بیشترین نیاز به آنها وجود دارد. این مطلب شامل سیاست ها و قانون گذاری جهت جذاب نمودن شغل معلمی برای کارکنان فعلی و احتمالی آینده از طریق بهبود شرایط کاری، تضمین مزایای تامین اجتماعی، و اطمینان از این مطلب است که حقوق معلمان و دیگر کارکنان آموزشی حداقل با کارکنان دیگر مشاغل که نیازمند صلاحیت های مشابه یا برابر هستند قابل مقایسه می باشد.

·         بازبینی، تجزیه تحلیل و ارتقاء کیفیت؛ دوره های تربیتی (پیش از خدمت و در حین خدمت) معلمان؛ و ارائه آموزش های پیش از خدمت با کیفیت، و پیشرفت و حمایت حرفه ای مداوم برای تمامی معلمان.

·         تدوین چارچوب صلاحیت ها برای معلمان، مربیان معلمان، سرپرستان معلمان، و بازرسان.

·         تدوین و اجرای سیاست های فراگیر، یکسان نگر و حساس به جنسیت برای مدیریت معلمان که استخدام، آموزش، استقرار، پرداخت حقوق، پیشرفت حرفه ای، و شرایط کاری را تحت پوشش قرار دهد و منزلت معلمان و مربیان و کیفیت آموزش را بهبود بخشد.

·         ارائه مهارت های کافی در زمینه فناوری به معلمان برای مدیریت ICT و شبکه های اجتماعی، همچنین ارائه دانش مربوط به رسانه ها و مهارت های نقد منابع؛ و دوره های آموزشی در زمینه پرداختن به چالش های دانش آموزان دارای نیازهای آموزشی ویژه.

·         تدوین و اجرای نظام های بازخورد موثر برای حمایت از تدریس مناسب و پیشرفت حرفه ای معلمان برای اطمینان از آنکه دوره های آموزشی تاثیر مثبتی بر کار معلمان دارد.

·         تقویت رهبری مدرسه برای بهبود تدریس و یاد گیری.

·         ایجاد و تقویت سازوکارهایی برای گفتگوی اجتماعی نهادینه شده با معلمان و سازمان های نماینده آنها برای اطمینان از مشارکت کامل معلمان در تدوین، اجرا، پایش و ارزشیابی سیاست های آموزشی.

شاخص‌ها

65. چهار سطح برای شاخص ها پیشنهاد می شود:

·         جهانی: مجموعه کوچکی از شاخص های قابل مقایسه جهانی SDG ها (از جمله SDG4 در زمینه آموزش) بوسیله فرآیندی مشاوره ای و به رهبری کمیسیون آماری ملل متحد برای پایش پیشرفت به سمت اهداف مربوطه تدوین گردیده است.

·         موضوعی: مجموعه گسترده تری از شاخص های قابل مقایسه جهانی (که شامل شاخص های جهانی نیز می باشد) پیشنهادی که بوسیله جامعه آموزشی برای پی گیری فراگیرتر اهداف آموزشی در کشورها تدوین گردیده است.

·         منطقه ای: شاخص های اضافی که ممکن است با در نظر گرفتن موقعیت های ویژه منطقه ای و اولویت های سیاست گذاری های مرتبط برای مفاهیمی که قابلیت مقایسه کمتری در سطح جهان دارند.

·         ملی: شاخص های انتخاب شده یا تدوین یافته به وسیله کشور ها با در نظر گرفتن شرایط کشوری و در رابطه با نظام های آموزشی، برنامه ها و دستور کار سیاست گذاری های آنها تدوین می گردد.

66. مجموعه ای از شاخص های موضوعی که بعد از مشاوره اجتماعی گسترده به وسیله گروه مشاوره فنی تدوین یافته در ضمیمه 2 قابل مشاهده است. این شاخص ها بر مبنای 5 معیار تنظیم شده است: تناسب، همراستایی با مفاهیم موجود در هدف، عملی بودن برای جمع آوری منظم (و نه لزوما ً سالانه) داده ها در سطح کشور، سهولت ارائه به مخاطبان جهانی، و قابلیت ترجمه. برای بعضی اهداف در بسیاری از کشورها شاخص های مستحکمی وجود داشته است. در مورد مابقی آنها جهت تدوین روش شناختی شاخص ها و یا ایجاد ظرفیت های لازم در کشورها برای جمع آوری و استفاده از داده ها هنوز به تلاش های قابل ملاحظه ای نیاز است. به طور ویژه تلاش های ملی و جهانی بیشتری برای جبران کمبودهای موجود در زمینه اندازه گیری یکسان نگری، و شمول (که برای آنها به داده هایی به تفکیک جمعیت و گروه های آسیب پذیر احتیاج است) مورد نیاز می باشد. این نیاز در زمینه کیفیت و برونداد های یادگیری نیز وجود دارد. این شاخص ها بر اساس ارتباط آنها با شرایط، ظرفیت و داده های موجود در کشور پی گیری خواهد شد.

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی