مقاله ها

شیرزاد عبداللهی در گفتگو با فانوس: خدا به داد وزیر بعد از فانی برسد!

فانی در داخل و خارج از آموزش و پرورش، طرفدار پرو پاقرصی نداشت . مدیران ارشد وزارتخانه که شورای  ۳۰ نفری معاونان را تشکیل می دهند، حول یک برنامه و یا حتی سیاست های پنجگانه وزیر متحد نشده بودند و  برخلاف مدیریت سنتی به شخص وزیر هم وفادار نبودند. همه بر اساس سلیقه خود عمل می کردند. وزیر اقتدار کافی نداشت. گروه های سیاسی حامی فانی مثل انجمن اسلامی و مجمع فرهنگیان و برخی از نمایندگان وابسته به فراکسیون امید، در هفته های اخیر علیه فانی فعال شدند. در حالی که علی اصغر فانی یکی از سه نامزد گروه های اصلاح طلب برای تصدی وزارت آموزش و پرورش در مرداد ۹۲ بود، انجمن اسلامی در نامه ای تند، شکواییه فانی را نزد جهانگیری بردو مجمع فرهنگیان سراغ محمدرضا عارف رفت و او را متقاعد کرد که از رییس جمهور بخواهد که خودش فانی را کنار بگذارد. استعفا، برکناری توسط رییس جمهور یا استیصاح؟ اینها گزینه های مقابل فانی بود. ظاهرا فانی گزینه سوم را ترجیح داده بود و می خواست بخت خود را در مجلس حامی دولت هم بیازماید.به نظرم بعید نبود که فانی در این استیضاح با توجه به تعادل نیروهای سیاسی بتواند رای ابقا بگیرد. اما سیر حوادث و فشار مخالفان سرنوشت دیگری برای او رقم زد. متن استعفا هم کمی غیر عادی است و شباهتی به استعفا ندارد. در واقع می گوید پس از اطلاع از تمایل رییس جمهور برای ترمیم کابینه آمادگی خود را برای هرگونه تصمیم رییس جمهور اعلام می کند. به نظرم فانی استعفا نداد بلکه برکنارشد.

محتمل ترین دلیل کنار گذاشتن فانی در این برهه را چه عامل و یا عواملی می دانید ؟

دو عامل اصلی در تقویت و تضعیف وزیر آموزش و پرورش موثر است: ۱- عزل و نصب مدیران از معاون وزیر تا مدیر مدرسه. ۲- اعتبارات و بودجه و پرداخت معوقات و مطالبات. اولی سیاسی است و دومی به معیشت معلمان مربوط است.کسی دغدغه افت کیفیت آموزشی و پرورشی را ندارد. البته در زدو خوردهای سیاسی به این مسایل اشاره می شود اما دعوای بزرگان بیشتر سر تقسیم غنیمتی به نام پست مدیریتی است. لابی  سیاسی گروه های حامی فانی مانند انجمن اسلامی و مجمع فرهنگیان با دولت و مجلس تیر خلاصی بود که فانی را از پا درآورد. در واقع آقای عارف و تعدادی از نمایندگان موثر فراکسیون امید را قانع کردند که در صورت استیضاح از فانی حمایت نکنند و او را تنها بگذارند. در کنار این خواسته  این طور استدلال کردند که اگر رییس جمهور خودش فانی را برکنار کند رضایت یک میلیون معلم را جلب کرده و در انتخابات سال ۹۶ آرای معلمان را از آن خود خواهد کرد. در واقع فانی را به عنوان یک کانون بدخیم تولید  نارضایتی و خشم سیاسی معرفی کردند. در اینکه فانی در بین فرهنگیان محبوب نبود تردیدی نیست،  اما در مورد اینکه برکناری فانی در انتخابات سال ۹۶ به سود دولت تاثیر داشته باشد تردید دارم. اگر فرض کنیم فرهنگیان از دولت ناراضی هستند ، رفتن فانی و آمدن فرد دیگری این نارضایتی را تبدیل به رضایت نمی کند.  آموزش و پرورش وزارتخانه ای متفاوت با سایر وزارتخانه ها  است. این وزارتخانه با ۹۷۰ هزار پرسنل ۴۰ درصد کارکنان دولت را تحت پوشش دارد. هر چه تعداد پرسنل یک وزارتخانه بیشتر باشد مشکلات آن هم  افزون تر است، زیرا در سازمانهای دولتی بخش اصلی امکانات و فعالیت ها صرف رفع نیازهای رو به تزاید پرسنل  می شود. برای یک ناظر بیرونی تعجب آور است که مثلا ۹۹ درصد بودجه ۳۰ هزار میلیارد تومانی  وزارت آموزش و پرورش با ۱۳ میلیون دانش آموز ، صرف پرداخت حقوق و مزایای کارکنان شود. نکته مهم تر این است که حتی این شیوه تخصیص منابع در داخل وزارتخانه ، نه تنها باعث رضایت پرسنل نشده است بلکه بخشی از کارکنان همواره به میزان حقوق و مزایای خود معترضند. در چنین وزارتخانه ای هر وزیر محبوبی بعداز مدتی منفور می شود. وزرای آموزش و پرورش منابعی برای ارتقای کیفیت آموزش و پرورش در اختیار ندارند. از طرفی نیروی انسانی وزارتخانه هم در مقابل هر وزیری با شعارهای معیشت محور صف آرایی می کنند. به نظر من برکناری فانی یک اتفاق سیاسی – انتخاباتی و در واقع از پیش ارزه های انتخابات ۹۶ بود.

با توجه به شرایط و مسائلی که در آموزش و پرورش با آن درگیریم ، آیا انتصاب فردی دیگر به عنوان جانشین فانی تحول قابل ملاحظه ای در این نهاد ایجاد خواهد کرد ؟

به نظر من مشکل اصلی آموزش و پرورش ناکارآمدی و منبع اصلی ناکارآمدی ، نیروی انسانی آموزش ندیده و غیر حرفه ای در سطوح مدیریتی و آموزشی و کارشناسی است. آقای بطحایی که الان سرپرست آموزش و پرورش شده چند روز پیش گفت که بهره وری منابع در این دستگاه ۳۰ درصد است.با تعویض وزیر این وزارتخانه کارآمدنمی شود. من منکر تفاوت وزرا نیستم . با منتقدان همدل هستم که فانی فاقد قدرت تصمیم گیری و قاطعیت بود. اگر کس دیگری به جای فانی وزیر بود ، احتمالا عملکردش با فانی ده درصد تفاوت داشت. ده درصد عدد کوچکی نیست ، اما با ده درصد تفاوت، نه پرسنل راضی می شد و نه کیفیت آموزشی مدارس دولتی بالا می رفت و نه بهره وری سیستم بیشتر می شد. البته برخی از مدیران مسایل معیشتی معلمان و کمبود اعتبارات را مساله اصلی می دانند. مشکلات معیشتی به روش سنتی افزایش حقوق هیچگاه حل نمی شود. سطح انتظارات جامعه و بدتر از آن توقعات پرسنل آموزش و پرورش با سطح امکانات و مقدورات دولت اصلا تناسب ندارد. من فکر می کنم اقبال نجفی بلند بود که از مجلس نهم  رای عدم اعتماد گرفت . هر چند نجفی بسیار محبوب بود اما در مدت سه سال گذشته چه می توانست بکند ؟  به نظر من نجفی در این سه سال نه تنها محبوبیت خود را از دست  می داد بلکه در سیبل انتقادات قرار می گرفت. نجفی نمی توانست معجزه کند . او در حد امکانات و مقدورات دولت می توانست برای آموزش و پرورش اعتبار جذب کند. ممکن بود با چانه زنی و لابیگری مثلا  ده  درصد اعتبار اضافه بگیرد. اما چنین افزایشی با مطالبات برانگیخته معلمان تناسبی نداشت. اگر هم می خواست برای افزایش بهره وری دست به ترکیب نیروی انسانی بزند، متهم به بی توجهی به مسایل معیشتی و حتی بدتر از آن اجرای”برنامه های نئولیبرالیستی” دولت روحانی می شد. بخش های مختلف نیروی انسانی سازمانهای دولتی در ناکارآمدی با هم به توافق رسیده اند. هر وزیری که بخواهد تغییری در نیروی انسانی در جهت بالابردن بهره وری انجام بدهد محبوبیت خود را از دست می دهد. هر تحول وتغییری باید از نیروی انسانی شروع شود. بدون تغییر در بافت نیروی انسانی هر طرح اصلاحی در باتلاق بی انگیزگی و بی اعتمادی کارکنان خنثی می شود.  وزیر مسلوب الاختیار نیست اما توسط استاد بالادستی و  نهادها و عوامل ذی نفوذ  مرتبط و غیر مرتبط  زمینگیر می شود. بدتر از همه وزیر اسیر گفتمان معیشت محور است.

به نظر می رسید در این اواخر تقابلی بین وزیر و دولت پیش آمده بود . آیا فانی امیدوار به پشتیبانی اصولگرایان بود و نقشی همجون مظفر در دوره خاتمی را میخواست بازی کند ؟

سال ۹۲ هنگام معرفی علی اصغر فانی به عنوان وزیر نوشتم : ” عده ای با توجه به سوابق فانی می گویند که درصورت انتخاب به عنوان وزیر، احتمالا نقشی مشابه حسین مظفر، در کابینه روحانی، ایفا می کند. دلایلی برای تایید و نقض این گمانه زنی وجود دارد. فانی و مظفر تبار سیاسی مشترکی دارند . چپ گرا های وزارت آموزش و پرورش بر خلاف چپ های وزارت ارشاد ، هیچ گاه تبدیل به اصلاح طلب تمام عیار نشدند و عده ای از آنها با راست های جدید، همپوشانی و قرابت های فکری و عملی دارند. حسین مظفر به دلیل همین قرابت ها از اردوی چپ به جمع هواداران احمدی نژاد پیوست. اما برخی شواهد فانی را از حسین مظفر متمایز می کند. از سال ۸۰ به بعد، حسین مظفر و فانی مسیرهای سیاسی متفاوتی را پیموده اند. فانی فاصله خود را با دولت اول احمدی نژاد حفظ کرد و در انتخابات ۸۸ مسئولیت ستاد فرهنگیان مهندس موسوی به عنوان جدی ترین رقیب احمدی نژاد را به عهده گرفت.” به نظر من استعداد مدیریتی وزارت آموزش و پرورش به دلایلی که نیاز به بحث مستقلی دارد در حد و اندازه فانی است.در شوره زار مدیریتی و اندیشه ای این وزارتخانه ، سرو بلندی نخواهد رویید. ممکن است کسانی نجفی را مثال بزنند. به نظر من شکوفایی نجفی مثل ده ها مدیر برجسته با سوابق آموزش و پرورشی محصول فضای آموز و پرورش نبود. نجفی بعد از دوم خرداد و بیشتر در حوزه اقتصادی و سیاسی تبدیل به یک مدیر استراتژیک شد. فانی با دلخوری دولت را ترک کرد. بعید نیست در آینده در شورای انقلاب فرهنگی و نهادهای انتصابی نقشی مانند حسین مظفر ایفا کند. من گمان می کنم در مدیریت آموزش و پرورش،  عناوین اصلاح طلبی و اصولگرایی خیلی اصالت ندارد و بیشتر به درد یارگیری در فضای سیاسی خارج از آموزش و پرورش می خورد. نزاع های مدیریتی داخلی هر چند ممکن است ظاهری جناحی  داشته باشند اما در اصل دعوایی است بر سر تصاحب صندلی های مدیریت. دسته بندی هاو اختلافات، چهارچوب تئوریک یا برنامه ای ندارد . تفاوت های فکری وقتی معنا می یابد که مدیران حول دو برنامه متفاوت و روشن با هم رقابت کنند. وقتی محور رقابت ها، برنامه نیست و مدیران منسوب به اصولگرایان و اصلاح طلبان صرفا یک سری ایده ها و آرمانهای کلی و اغلب مشابه را به عنوان برنامه اعلام می کنند ، رقابت ها بیشتر جنبه شخصی و گروهی به خود می گیرد.

وزیر بعدی چه ویژگیها و چه امکاناتی لازم دارد تا به شکلی نسبی رضایت فرهنگیان را جلب کند ؟

خدا به داد وزیر بعدی برسد!به نظر من وظیفه اصلی وزیر آموزش و پرورش افزایش کارآمدی دستگاه و بالابردن بهره وری از طریق صلاحات در نیروی انسانی  است. این کار نیاز به اقتدار مدیریتی دارد. نیاز به سیستم نظارت و ارزشیابی کارآمد دارد.  الان مدارس به حال خود رها شده اند. نظارتی بر کار پرسنل و مدیران صورت نمی گیرد.  آقای بطحایی معاون سابق پشتیبانی وزارتخانه و سرپرست فعلی آموزش و پرورش  چند روز پیش گفت : “بهره وری منابع در آموزش و پرورش ۳۰ درصد است.”  اگر درست فهمیده باشم معنایش این است که از هر ۱۰۰۰ تومانی که در آموزش و پرورش هزینه می شود ۷۰۰ تومان آن هدر می رود. اگر این سخن آقای بطحایی دقیق و از روی حساب و کتاب باشد افزایش بودجه و اعتبارات این وزارتخانه فقط به اتلاف منابع بیشتر ختم می شود. در این صورت مسئولان با چه منطقی خواستار افزایش اعتبارات این دستگاه می شوند؟ دولت با چه توجیهی به آموزش و پرورش بودجه بیشتر بدهد؟ جالب اینکه بعد از این حرف آب از آب تکان نمی خورد.کسی هم تعجب نمی کند! اگر یک موسسه خصوصی با چنین راندمانی کارکند ظرف چندماه ورشکست می شود. اما چون آموزش و پرورش بودجه اش را از دولت می گیرد اتلاف منابع عادی به نظر می رسد. اتلاف منابع در بخش دولتی یک رویه است و همه ما به آن عادت کرده ایم. و اما تامین رضایت فرهنگیان در چارچوب گفتمان معیشت محور فعلی غیر ممکن است. سطح انتظارات جامعه و بدتر از آن توقعات پرسنل آموزش و پرورش با سطح امکانات و مقدورات دولت اصلا تناسب ندارد. این عدم تناسب به حوزه سیاست و امنیت کشیده می شود. حل این پارادوکس از عهده و توان وزیر آموزش و پرورش خارج است.حالا فرض کنیم که معجزه ای رخ دهد و اعتبارات آموزش و پرورش فورا دو برابر و صرف افزایش حقوق کارکنان شود .  بعد از چندماه ، پرسنل با مقاسه درآمد خود با پزشکان و مهندسان شرکت نفت و بانکی ها، باز هم شروع به اعتراض می کنند. فرمول پرداخت حقوق در بخش دولتی هیچ ربطی به کار مفید کارمند ندارد. جامعه در مورد کارکرد و نقش دولت دچار سوء تفاهم است. شهروندان تصور می کنند که وظیفه دولت تامین زندگی افراد صرفنظر از کمیت و کیفیت کار آنها است.  متاسفانه از سال ۸۰ شمسی یه تدریج ، گفتمان معیشت محور بر آموزش و پرورش حاکم شد. الان حتی در سطوح عالی مدیریت هم فقط بحث از بودجه و افزایش حقوق و پرداخت معوقات و … است. گفتمان معیشت محور در ساختار آموزش و پرورش ، اصالت را به کارکنان می دهد، در حالی که تربیت و تعلیم دانش آموزان درسایه قرار گرفته و کسی  علاقه ای به بحث درباره آن ندارد. تعویض وزیر می تواند برای مدتی کوتاه در بین معلمان  ایجاد رضایت کند اما بعد از گذشت چند روز یا چند هفته ،  وزیر یا سرپرست جدید در سیبل حملات قرار می گیرد. سرپرست یا وزیر جدید برای خرید محبوبیت وعده های جدیدی می دهد که توانایی اجرایی کردن آن را ندارد و بعد از چندماه ، وزیر جدید تبدیل به فانی دیگری می شود و همه خواهان عزل او می شوند

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی